<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" standalone="yes" ?>
<?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/">
<id>http://tangna.ParsiBlog.com</id>
	<title mode="escaped" type="text">شب هجران</title>
	<link href="http://tangna.ParsiBlog.com" rel="alternate" type="text/html"/>
	<generator uri="http://www.ParsiBlog.com" version="3.50">ParsiBlog.com ATOM Generator</generator>
	<updated>Sat, 25 Feb 2012 11:06:12 GMT</updated>
	<author><name>يك دوست</name></author>

	<openSearch:totalResults>10</openSearch:totalResults>
	<openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex>
	<openSearch:itemsPerPage>10</openSearch:itemsPerPage>

<entry>
<id>tag:tangna.ParsiBlog.com/Posts/108/%da%86%d9%86%d8%af+%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84+%d8%af%d8%b1+%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af+%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%ab+%d8%b8%d9%87%d9%88%d8%b1+%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa+%d9%85%d9%87%d8%af%d9%8a+(%d8%b9%d8%ac)/</id>
<updated>Thu, 09 Apr 2009 19:08:00 GMT</updated>
<title type="text">چند سوال در مورد مباحث ظهور حضرت مهدي (عج)</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=justify&gt;&lt;IMG height=247 src=&quot;http://www.mobin-group.com/image/reg/images/4914mahdi_2.jpg&quot; width=330 border=1&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#006600 size=2&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&lt;B&gt;سوال1: اگرظهور حضرت مهدي عليه السلام همراه و ملازم پر شدن زمين از بيداد و ستمگري است، آيا كوشش در راه نشر احسان و نيكي و تقوي فايده دارد يا خير؟&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;&lt;/P&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#006600 size=2&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جواب: اولا، تنها ظرف حتمي و غير قابل تغيير ظهور، پر شدن جهان از ستم نيست. بلكه ظهور، ظرف ديگري هم دارد كه صلاح گروهي از مردم و آمادگي بشر براي پذيرش حكومت عدل و جهاني امام عليه السلام است. 1&lt;BR&gt;ثانيا .‌دو واقعيت ستم و پر شدن، از امور نسبي اند. &lt;BR&gt;ثالثا، سخن عقل و فطرت و نيز نداي تربيتي تمامي انبيا و اوليا اين است: حتي اگر تمام اقطار جهان را فساد و ستم فرا گرفت، هرگز نبايد از تلاش در راه اصلاح فرد و جامعه دريغ كرد. تجربه نيز نشانگر ثمرات تلاش هاي آن بزرگواران در همين موقعيت هاي حساس است. چه بسيار انسان هاي پاك و والا را كه علي رغم اكثريت فاسد و جريان فراگير فساد اجتماعي در همين موقعيت ها تربيت كرده و به جامعه تحويل داده اند!&lt;BR&gt;رابعا، مصلحان و مربيان بشريت چنين توصيه كرده اند:&lt;BR&gt;انسان هاي متقي در راه اثرگذاري در محيط تلاش و كوشش كنندنه اين كه خودتحت تاثير محيط و جامعه باشند. &lt;BR&gt;امر به معروف و نهي از منكر رادر اولويت قرار داده هيچ گاه آن ها را ترك نكنند. &lt;BR&gt;هرگز از روح وتاييدات خداوندي نااميد نگردند كه اين ياس خود از گناهان كبيره محسوب مي شود.2 &lt;BR&gt;در بيان وظايف چشم به راهان در ضمن احاديث چنين آمده است: &lt;BR&gt;امام باقر عليه السلام درباره ي اين آيه كه مي فرمايد:« اي مومنان ! صبر پيشه كنيد و يك ديگر را به آن توصيه كنيد و ارتباط يابيد.»3 فرمودند:« منظور اين است كه بر انجام واجبات شكيبا باشيد، بر دشمنان خود صبر پيشه كنيد و با امام چشم به راه خود مرتبط باشيد »4&lt;BR&gt;نيز امام صادق عليه السلام فرمود:&lt;BR&gt;« آن كس كه دوست دارد از ياران قائم ما باشد بايد كه چشم به راه باشد، به پارسايي و حسن خلق رفتار كند و...»5&lt;BR&gt;نتيجه اين كه ظهور و حكومت حضرت مهدي عليه السلام دو ظرف دارد، ظرف انتخابي ما ـ كه صلاح و تقوي است ـ و ظرف قهري ستم كه نتيجه ي عدم كوشش و تلاش مردم و روند عادي روزگاران است. به حكم عقل و دستورات شرع، انسان هاي دوران غيبت مامورند كه ظرف اول را درباره ي خود و سپس ديگران ايجاد و آماده سازند.&lt;BR&gt;در اين زمينه ،‌نگاه كنيد به:&lt;BR&gt;ـ منتخب الاثر (عربي): 493 ـ 500.&lt;BR&gt;ـ ترجمه ي مكيال المكارم: عليه السلام: 165 ـ 613.&lt;BR&gt;ـ معرف امام عصر عليه السلام: 219 ـ 312.&lt;BR&gt;ـ مهر محبوب: 88 ـ 114 و 258 ـ 268.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;سوال2: با وجود اين همه افراد متقي و متديني كه دست اندركار امورخير سطح جهان اند، چرا حضرت مهدي عليه السلام ظهورنمي كنند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جواب: اولا وجود افراد صالح وخير علت تامه ي ظهور نيست، هر چند زمينه فراهم كننده ي آن است. اصل ظهور به خواست و حكمت خداوند بستگي دارد. اراده ي خداوند علت تامه و فاعلي ظهور است كه تعيين، تقديير و امضا مي كند. آمادگي روحي و معنوي مردمان زمينه ي آن است. آنان هرگاه آماده شوند ودعا كند خدا و اراده فرمايد و حكمتش به ظهور تعلق گيرد، آن حضرت ظاهر مي شود. اين نيست كه بگوييم: چون افراد صالح اند، چرا كه ظهور نمي شود؟ بلكه وظيفه ي ما، در صورت صلاح و تقواي مردم، دعا و استغاثه است.افراد صالح بايد براي تعجيل در فرج ظهور دعا كنند و چشم به راه بودن را نشان دهند.&lt;BR&gt;از سوي ديگر، ترديد در صغراي قضيه است كه گفته مي شود مردم با تقوا و صالح اند. كجا افراد متقي و صالح بسيارند؟ وجود آنان درچنين روزگاري (به تعبيرات روايات) از گوگرد سرخ نيز كم تر است. دين نيز در دست افراد بشر، به سان گوگرد سرخ، كم ياب است و نگهداري آن چون آتش در كف دست است. اگرخوب ها و خوبي هاي بيشتر تحليل شود و با ملاك هاي قرآني و روايي و اخلاق اهل بيت سنجش شود6 و به دقت، تفكرات، اعتقادات، اعمال و عمل كرد فردي و اجتماعي و نحوه ي برخورد با دين مطالعه شود، آن گاه معلوم مي شود كه افراد صالح چه قدر نادرند. داستاني را از پدر يكي از مراجع ديني مي آورم. او گفته بود:&lt;BR&gt;يكي از صلحاي شهر به درگاه امام زمان عليه السلام بسيار استغاثه مي كند و عر ض مي كند:« آقا ! با وجود اين همه افراد صالح چرا ظهور نمي كنيد؟ مدت ها گريه و زاري مي كند. ايشان براي اين فرد ظاهر مي شوند. مي فرمايند: براي اين كه امتحان كني كه چند نفر از مردمان حقيقتا صالح اند، شب جمعه، چهل نفر از صالح ترين افراد را در منزل يكي از بهترين صالحان شهر گرد آور، فلان قصاب را هم ( كه او نيز از متقي ترين و بهترين مردم بود ) بخوان وسه راس بزغاله آماده كن و قصاب و بزغاله ها را در پشت بام ببر.&lt;BR&gt;آن مرد نيك شب جمعه اي را انتخاب مي كند و از ميان تمام صلحا، 40 نفر را دعوت مي كندو در حياط منزل اجتماع مي كنند. اين ها همه مي نشينند و استغاثه ميكنند. (ضمنا آن حضرت سپرده بودند كه او به مردم نگويد بزغاله ها و قصاب در پشت بام اند) يك مرتبه مي بينند نوري بر فراز بام ظاهر شد. يقين مي كنند كه امام زمان عليه السلام تشريف آوردند. آن گاه نور به طرف پشت بام مي رود. يكي از صلحا را كه بسيار مرد نيكي بوده است صدا مي زنندكه: به پشت بام بيا.&lt;BR&gt;او به پشت بام مي رود. بعد از چند دقيقه، مي بينند كه از پشت بام خون جاري شد! يقين مي كنند كه امام زمان عليه السلام اين شخص را سر بريده اند و اين خون اوست. گروهي فرار مي كنند. چند دقيقه ي ديگر صدا مي كنند و مي گويند: فلان شخص (يكي ديگر از صلحا) بيايد.&lt;BR&gt;آن صالح هم به پشت بام مي رود. چند لحظه ي ديگر مي بيننند كه باز هم از ناودان خون جاري شد و يقين ميكنند كه نفر دوم هم به دست آن حضرت سر بريده شد. تمام آنها مي روند و سه نفر بيشتر نمي مانند. نفر سوم را صدا مي كنند. در اين هنگام فقط همان نفر مي ماند و بقيه هم مي روند. او هم ـ يكي از افراد بسيار صالح بودـ بالا مي رود سپس خون از ناودان جاري مي شود.&lt;BR&gt;بعد امام عليه السلام به آن فرد استغاثه كننده و بي تاب مي فرمايد:« مردم اين گونه اند. با اين كه يقين كردند كه ما تجلي كرديم ـ به خاطر اين كه گمان كردند (نه يقين)كه آنان سر بريده شدند ـ همه آن ها پا به فرار گذاشته و رفتند، حال آن كه اين خون بزغاله هايي بود كه قصاب سر مي بريد !»&lt;BR&gt;مردم بايد امتحان گردند واز امتحان در آيند.و غير از اين داستان، داستان هاي زياد ديگري در تاريخ هست كه اتفاق افتاده و نشان داده كه مردم هنوز آماده ي ظهورنيستند. با زبان، ظهور را مي خواهند‌، ليكن در دل رنگ ديگري دارند. هنگامي كه امتحان پيش مي آيد، حقايق آشكار مي گردد:&lt;BR&gt;« احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا: امنا و هم لا يفتنون؟! ولقد فتنا الذين من قبلهم...»7&lt;BR&gt;يكي از سنت هاي لايتغير خداوند، امتحان است. امتحان كه پيش بيايد، بسياري از مردم مردود مي شوند و بسياري هم تجديد. قبول شده در مرحله ي اول بسيار اندك است. آن چه بر ماست اين است كه: به سوي صلاح حقيقي (نه ادعايي و ريايي) رو آوريم و در همان حال از دعا و استغاثه نكاهيم. انديشه و دلمان، ظهور امام عصر عليه السلام و پيروي از حضرت او باشد تا مگر خداوند منان به دعاي سوخته اي ترحم كندو جهانيان را از سرگرداني و حيرت نجات بخشد. آري، وظيفه ي ما دعا و استغاثه و صلاح و اصلاح است. &lt;BR&gt;در اين باره، مراجعه كنيد به:&lt;BR&gt;ـ مكيال المكارم عليه السلام: 255 ـ 262 &lt;BR&gt;ـ روزگار رهايي: 1 ـ 349.&lt;BR&gt;ـ پيوند معنوي. &lt;BR&gt;ـ معرفت امام عصر عليه السلام 288.&lt;BR&gt;ـ مهر محبوب: 2528 ـ 261.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&lt;B&gt;سوال 3: معروف است كه حضرت مهدي عليه السلام هنگامي خروج مي كند كه گستره ي زمين از ستم و جور آكنده شود تا تمامي اقطار آن را از داد ودادخواهي مملو سازد. اكنون آيا مي توان نتيجه گرفت كه براي ظهور و نزديك تر شدن زمان آن، به جور و فساد كمك كنيم در نتيجه ،‌اگر پر شدن زمين از ستم و جور شرط خروج ايشان است، در آن صورت وظيفه ي منتظر چيست؟ فراهم ساختن آن شرط؟!&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جواب: جمله ي «يملا الارض عدلا كما ملئت جورا» در روايات گوناگوني آمده است. تنها در كتاب شريف بحارالانوار، 31 مورد اين تعبير ،‌با اندكي اختلاف در عبارات، ديده مي شود، اما مضمون و سياق عبارت هيچ يك از روايات، شرط بودن ستم را براي ظهور حكايت نمي كند، بلكه يكي از دو ظرف را بيان مي دارد. ظرف اول، صلاح و تقوي و ظرف دوم، جور و فساد. ظرف چيزي است و شرط چيز ديگر. مثال زير نزديك كننده ي معناي حديث است:&lt;BR&gt;به دوست خود مي گوييم: روز جمعه بعدازظهربه ديدار تو خواهم آمد. آيا معناي جمله اين است كه ديدن، به روز جمعه بستگي دارد و اگر روز جمعه نتوانستم، ديدار تو منتفي است يا معناي سخن اين است كه روز جمعه ظرف ديدار من از توست، نه شرط آن؟ &lt;BR&gt;بنابراين، امكان و احتمال مي رود كه روزي ديگر، ديدار انجام پذيرد و اگرمي خواستيم شرطيت را بيان كنيم، چنين مي گفتيم:« شرط آمدن من فرا رسيدن روز جمعه است»&lt;BR&gt;نكته دوم اين است كه:&lt;BR&gt;ميان آنچه وظيفه ي ماست و آن چه به طور قهري و طبيعي پيش مي آيد تفاوت روشني هست. وظيفه ي انسان ها از نظر اسلام وقرآن و روايات اهل بيت و عقل. پيش گيري از فساد، تربيت و تكامل در طريق بندگي، رعايت تقوي و طهارت و شناخت خداوند ونبوت و امامت و معاد و عمل بر مقتضاي آن اعتقادات است. لذا در بيان وظايف مردم در زمان غيبت و تاكيد بر اين شناخت ها و عمل بدان ها،‌چه بسيار احاديث وارد شده است. &lt;BR&gt;نتيجه اين كه پر شدن زمين از ستم و فساد يكي از دو ظرف ظهور حضرت مهدي عجلالله تعالي فرجه است و نه ظرف منحصر به فرد و نيز نه شرط آن و وظيفه ي ما ايجاد ظرف ديگر يعني صلاح و تقوي است. به بيان ديگر، اين روايات بيانگر وضعيت و جريان عمومي جامعه در زمان ظهور است و روايات انتظار فرج، تعيين كننده ي وظايف فرد منتظر در دوران غيبت است كه فرد منتظر بايد صلاح و اصلاح پيشه كند و هرگز شايسته نيست اين دو دسته مطلب به هم آميخته شود.&lt;BR&gt;در اين مورد، مراجعه فرماييد به:&lt;BR&gt;ـ خورشيد مغرب: 257 ـ 334 (فصل سيزدهم).&lt;BR&gt;ـ پيوند معنوي. &lt;BR&gt;ـ ترجمه مكيال المكارم 2: 165 ـ 613.&lt;BR&gt;ـ معرفت امام عصر عليه السلام.&lt;BR&gt;ـ گفتارهايي پيرامون امام زمان عليه السلام فصل يازدهم.&lt;BR&gt;ـ نجم ثاقب، باب دهم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&lt;B&gt;سوال 4: دوران حكومت حضرت مهدي (عليه السلام) بعد از ظهور چه مقدار است؟ &lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پاسخ: در اينكه مدت حكومت و سلطنت حضرت چند سال است دقيقاً روشن نيست، رواياتي كه در اين مورد وارد شده، مختلف است، زيرا مدت حكومت حضرت در روايات به ترتيب از پنج سال. هفت سال، هشت سال، نه سال، نوزده سال، بيست سال، چهل سال، هفتاد سال و سيصد و نه سال (مقدار توقف اصحاب كهف ) ذكر شده و نمي توان به يكي از اينها يقيناً معتقد شد و اعتماد كرد. &lt;BR&gt;توجيهاتي كه براي روايات ذكرشده، عبارتند از: &lt;BR&gt;1-‌ ممكن است آغاز شكل گرفتن وپياده شدن حكومت آن حضرت پنج سال يا هفت سال ودوران تكاملش چهل سال و دوران نهاييش بيش از سيصد سال باشد.8 &lt;BR&gt;2-‌ شايد پيامبر و ائمه (عليه السلام) عنايتي داشته اند كه مدت كامل آن را مشخص نسازند تا آنها كه هوس امام زماني مي كنند نتوانند مدت ادعاي خود را بر مدت مسلم حيات مهدي (عليه السلام) بعد از ظهور تطبيق كنند، زيرا اگر به طور صريح مثلاًف فرموده باشند، شش سال و قول ديگري در برابر آن نبود جاي اين بود كه مثلاف فرقه ضاله بهايي آن را با ادعاي سيد علي محمد باب تطبيق كنند و غوغايي به راه بياندازند ». 9&lt;BR&gt;با اينكه از سال ادعاي سيد علي محمد باب 1260 تا سال تير باران شدنش 1266، شش سال بود و در مدت حكومت حضرت قول به شش سال وجود ندارد، در عين حال. اصرار دارند كه از روايات وارده استفاده كنند و او را مهدي موعود قلمداد نمايند، چه رسد به اينكه اگر مدتي مشخص بود. &lt;BR&gt;به هر حال، با قطع نظر از روايات اسلامي، مسلم است كه اين همه آوازه ها و مقدمات براي يك دوران كوتاه مدت، مانند پنج يا هفت سال نيم تواند باشد، بلكه قطعاً براي مدتي طولاني است كه ارزش اين همه تحمل زحمت و تلاش و كوشش را داشته باشد، لذا در بعضي از روايات از امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه مدت حكومت حضرت هفت سال است، اما هر سال آن برابر ده سال شماست ؛ يعني مدت حكومت هفتاد سال است.10 از اينجا معلوم مي شود كه عنايتي در كار بوده كه مدت حكومت درست مشخص نشود. اما اينكه مدت كوتاهي باشد، شايد قابل قبول نباشد. &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.mobin-group.com/image/reg/images/4060untitled_resize.jpg&quot; border=1&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&lt;B&gt;سوال 5: پيروزي حضرت مهدي بر سلاحهاي مخرب و اتمي چگونه ميسر است؟ به تعبير ديگر، آن حضرت در برابر اين سلاحهاي مخوف و خطرناك چگونه مانند جدش با شمشير قيام خواهد كرد؟ چگونه با سلاحهاي قديم مانند شمشير و غيره با ارتش هاي دنياي آن روز جهاد مي كند؟ آيا مي توان تصور كرد كه كسي بتواند به وسيله شمشير با سلاحهاي اتمي و بمب هاي ئيدروژني و امثال آن به جنگ بپردازد و پيروز شود؟ &lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پاسخ: اولاً، مقصود از خروج با شمشير كه در روايات به آنها اشاره شده، مأموريت به جهاد وتوسل به اسلحه براي اعلاي كلمه حق است، زيرا شمشير سمبل مبارزه و جنگ است، نه آنكه موضوعيت داشته باشد. &lt;BR&gt;بنابراين، قيام با شمشير، كنايه از قيام با اسلحه و پيكار و جهاد و تعيين نوع مأموريت آن حضرت است و اينكه آن حضرت مأمور به مصالحه با كفار نيست. بديهي است كه حضرت با هر اسلحه اي كه لازم باشد با كفار و ستمگران جهاد مي كند و از هر گونه اسلحه اي كه در زمان ظهور آن حضرت متداول باشد. استفاده مي نمايد. &lt;BR&gt;ثانياً، از كجا كه در زمان ظهور آن حضرت، اين اسلحه هاي مهيب در اختيار بشر باقي باشد. زيرا ممكن است كه در اثر حوادث و‌آشوبها و انقلابات شديد و جنگهاي خانماسوز جهاني كه پيش از ظهور آن حضرت واقع مي شود، اين اسلحه هاي جهنمي معدوم شود. &lt;BR&gt;يكي از اموريكه در احاديث از آن خبر داده شده، جنگهاي جهان گيري است كه در اثر آن بيشتر نقاط زمين از سكنه خالي شده و شهرها ويران مي شود و دراثر آن جنگها قهراً اين نوع سلاحها نابود مي گردند. &lt;BR&gt;ثالثاً، جنگها و كشتارهاي بي رحمانه و بكارگيري سلاحهاي اين چنيني نتيجه جهل و ضلالت و بي خردي بشر است كه در عصر ظهور عقل مردم كامل مي شود و بر فرض هم كه سلاحهاي مخرب در اختياز داشته باشند، آن را عليه يكديگر بكار نمي گيرند و نيروهايي كه بايد آن سلاحها را بكار گيرند، به حقانيت حضرت پي مي برند، هر چند كه سردمدارنشان دستور بكارگيري آن سلاحها را بكار گيرند، به حقانيت حضرت پي مي برند، هر چند كه سردمدارانشان دستور بكارگيري آن سلاحها را صادر مي كنند، ولي آنان اجرا نمي كنند. اگر در بيست سال قبل از انقلاب اسلامي درايران به رهبري امام خميني (ره) كسي خبر مي داد كه رهبري انقلاب اسلامي در ايران به رهبري امام خميني (ره) كسي خبر مي داد كه رهبري انقلاب بر شاه و ارتش تا دندان مسلح او پيروز مي شود، در حالي كه كمترين سلاح روز را در اختيار ندارد، براي مردم قابل پذيرش نبود، ولي همگان ديديد كه ارتش و نيروهاي مسلح طاغوت از فرمان فرمانده سرپيچي كرده و سلاحها را عليه انقلابيون بكار نگرفتند و طرفداران انقلاب با دست خالي و باشعار الله اكبر، بر ارتش قوي پنجه شاه پيروز شدند، به تعبير بهتر، مردم ارتش را تسخير كردند، نه تسليم ؛ يعني امام و رعيت آنچنان برخورد مي كردند كه دستها توان اينكه روي ماشه تفنگ ها برود نداشت و سربازها از پادگانها فرار مي كردند و خلبانان اعلام وفا داري نمودند و جز اندكي از نيروها كه وفادار مانده بودند، اكثريت به ملت پيوستند. در زمان ظهور حضرت نيز علاوه بر تأييدات رباني و كمكهاي عالم بالا و به ياري آمدن ملائكه، به طور طبيعي نيز پيشرفتها حاصل است. اين است كه سخني در بين مردم رايج است كه در عصر حضرت سلاحها از كار مي افتد، يعني سلاحها اساساً به كار گرفته نخواهد شد تا تخريب نمايد و يا كسي را نابود نمايد و آن مقدار هم كه بكار گرفته مي شود، حضرت نيز درمقابل آن توان مقابله را دارد و در اثر پيشرفتهاي سريعي كه نصيب حضرت مي شود، بسياري از اين سلاحها و نيروهاي بكارگيرنده آن در اختيار حضرت قرار مي گيرند. بنابراين، پيروزي حضرت امري طبيعي و عادي است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&lt;B&gt;سوال 6: تسخير جهان با ياران اندك چگونه ممكن است؟ چگونه حضرت مهدي با 313 نفر بر حدود شش مليارد انسان عالم پيروز مي شود؟ آيا اين همه انسانها از آداب و سنن و اخلاقشان دست بر مي دارند؟ آيا غلبه آن حضرت به طور اعجاز و خرق عادت است يا آنكه با ملاحظه اسباب و علل وعوامل ظاهري نيز غلبه و پيروزي آن جناب ممكن است؟&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پاسخ: بر حسب روايات وارده تعداد نيروهاي حضرت منحصر در 313 نفر نيست، بلكه آنان ياران مخصوص حضرت هستند و تا نيروهاي حضرت به ده هزار نفر نرسد، آغاز به جنگ نخواهد كرد11 و علي الدوام به تعداد نيروهاي حضرت افزوده خواهد شد. &lt;BR&gt;اما غلبه حضرت بر عالم هم ممكن است از طريق اعجاز باشد و هم ممكن است از طريق عايد صورت گيرد و هم ممكن است به هر دو طريق باشد. چنانكه براي پيامبر (عليه السلام) اين چنين بود. &lt;BR&gt;اما از طريق اعجاز حصول چنين غلبه مطلقي براي آن حضرت طبق خواست خداي سبحان امري ممكن ومعقول است و با وعده هاي صريح و بشارتهاي حتمي كه در قرآن مجيد آمده بدون شبهه حاصل خواهد شد. خداوند بنابر مصداق «كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره باذن الله »12، آن حضرت و ياران محدودش را كه از بندگان شايسته خدا هستند بر تمام ملل غالب و حاكم كرده و او را وارث زمين قرار خواهد داد. &lt;BR&gt;اما از طريق علل و اسباب عادي و ظاهري هم حصول چنين فتح و غلبه اي و تشكيل آن حكومت واحد جهاني ممكن و عملي خواهد بود، زيرا آن حضرت در موقعي ظهور مي كند كه اوضاع و احوال اجتماعي، اخلاقي و سياسي كاملاً مساعد باشد. درآن موقع، همه ملل از مدنيت معنوي و اخلاقي محروم و دشمني و كينه توزي و ظلم و تجاوز همه را نسبت به يكديگر بدبين و از هم جدا ساخته و اتحاد و وحدت و همفكري و همكاري به كلي از ميان بشر رخت بربسته و از اينكه كسي بتواند بدون امدادهاي غيبي جامعه را رهبري كند، مأيوس مي شوند. خلاصه همه با هم در مبارزه و جنگ عليه يكديگر و همه ازوضع موجود ناراضي اند و از مكتبهاي مختلف كه عرضه مي شود نااميد بوده و منتظر تغيير رژيم و انقلاب و عوض شدن اوضاع و كنار رفتن زمامداران خدا نشناس و برداشته شدن مرزها و القاي تجزيه ها و تقسيمها هستند. &lt;BR&gt;در چنين شرايطي حضرت مهدي (عليه السلام) و اصحابش با نيروي ايمان و اخلاق حسنه و با نجات بخش ترين برنامه هاي عمراني و اقتصادي و عدالت اجتماعي براي انقلاب و دعوت به قرآن و اسلام، قدم به ميدان مي گذارند و آن نهضت الهي و دعوت روحاني را شروع مي كنند. &lt;BR&gt;معلوم است كه اين جمعيت با آن برنامه ها و وضع كار، در آن دنياي پرآشوب و غرق در توفان گرفتاريها و فشارها، دلها را به خود متوجه كرده و فاتح و پيروز وموفق مي شوند و هيچ نيرويي نمي تواند در برابر آنها مقاومت كند. چنانكه در صدر اسلام هنگام ظهور حضرت محمد (صل الله عليه و اله) نيز وضع اين چنين بود ومردم خسته از آداب و رسوم غلط و به ستون آمده از ستم اربابان و ملوك با شنيدن صداي حق و عدالت لبيك گويان تسليم شدند و اسلام در كمترين زمان ممكن كسراي ايران و قيصر روم را درهم كوبيد. &lt;BR&gt;به هر حال، وضع امام عصر نيز اين چنين است ؛ يعني اغلب مردم با اراده و اختيار خود و با درك و شعوري كه دارند به حقانيت حضرت پي مي برند و تسليم او مي شوند، لذا پيروزي بر عالميان هم از لحاظ عادي و طبيعي و هم از لحاظ غير مادي و اعجاز ميسر است و منعي ندارد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&lt;B&gt;سوال 7: منظور از آيين جديد چيست كه در روايات وارد شده است وقتي امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) ظهور كرد، به امر جديد مي آيد و دستوراتش جديد است و كتاب جديد و سنت جديد دارد؟ مگر او پيامبر است كه آيين جديد دارد آيا دستورات او ناسخ دستور پيامبر است؟ &lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پاسخ: در مورد دستورات و‌آيين حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) دو دسته روايات وارد شده است: يك دسته منشأ پيدايش اين فكر شده كه حضرت داراي آيين جديدي است، لذا مناسب اين است كه نخست به اين دسته از روايات اشاره كنيم، سپس به ديگر از روايات مي پردازيم. ابتدا به اين پرسش پاسخ مي‌گوييم: دسته اول، رواياتي است كه منشأ توهم دين جديد شده است و آنها عبارتند از: &lt;BR&gt;1-‌از امام صادق (عليه السلام) از سيره حضرت مهدي (عليه السلام) سوال شد، حضرت فرمود:« يصنع ما صنع رسول الله، يهدم ما كان قبله كما هدم رسول الله امر الجاهليه و يستأنف الاسلام جديداً13 ؛ همان كاري را كه رسول خدا (صل الله عليه و اله) انجام داد، مهدي انجام مي دهد. بد عتهاي موجود را خراب مي كند، چنانكه رسول خدا (صل الله عليه و اله) اساس جاهليت را منهدم نمود، آنگاه اسلام را از نو بنا مي كند ». &lt;BR&gt;2-‌ شخصي به نام ابو خديجه از حضرت صادق (عليه السلام) نقل مي كند كه حضرت فرمود:« اذا خرج القائم جاء بامر جديد كما دعا رسول الله في بدء الاسلام الي امر جديد14 ؛ هنگامي كه قائم ظهور كرد با امرجديد خواهد آمد، چنانكه رسول خدا در آغاز اسلام مردم را به امر جديد دعوت مي كرد ». &lt;BR&gt;3-‌ در حديثي ديگر امام صادق (عليه السلام) فرمود:« اذا خرج القائم يقوم بامر جديد وكتاب جديد و سنه جديد و قضا جديد...15 ؛ هنگامي كه قائم ظهور كند با امر جديد و كتاب و رفتار وقضاوت جديد ظهور مي نمايد...» &lt;BR&gt;روايات ديگري كه با اين نوع روايات هماهنگ هستند از آنها استفاده مي شود كه حضرت مهدي (عليه السلام) با دين جديد مي آيد، در حالي كه اين چنين نيست و حضرت مروج دين جدش پيامبر اسلام است. كه روايات دسته دوم دال بر آن است كه ذيلاً به آنها اشاره مي شود: &lt;BR&gt;1-‌ ابو سعيد خدري از رسول خدا (صل الله عليه و اله) روايت مي كند كه حضرت فرمود: « يخرج رجل من اهلبيتي و يعمل بسنتي 16؛ يكي از اهل بيت من قيام مي كند و به سنت و روش من عمل مي كند ». &lt;BR&gt;2- قال رسول الله (صل الله عليه و اله): القائم من ولدي اسمه اسمي و كنيته كنيتي و شمائله شمائلي و سنته سنتي يقيم الناس علي طاعتي و شريعتي و يدعوهم الي كتاب ربي17 ؛ پيامبر (صل الله عليه و اله) فرمود: قائم از فرزندان من، همنام و هم كنيه من است، شمايل و رفتارش، شمايل و رفتار من است و مردم را به اطلاعت من و دين من وادار مي نمايد و به قرآن دعوتشان مي كند ». &lt;BR&gt;3-‌ رسول خدا در ضمن حديثي ديگر فرمود: «و ان الثاني عشر من ولدي يغيب حتي لا يري و ياتي علي امين بزمن لا يبقي من الاسلام الا اسمه و لا يبقي من القرآن الا اسمه فحينئذ يأذن الله تبارك و تعالي بالخروج فيظهر الله الاسلام به ويجدده18 ؛ دوازدهمي از فرزندانم به طوري غايب مي شود كه اصلاً ديده نمي شود.زماني خواهد آمد كه از اسلام جز اسمي و از قرآن جز رسم و اثري باقي نمي ماند، در آن هنگام خدا به وي اجازه نهضت مي دهد و به وسيله او اسلام راتقويت كرده، تجديدش ميكند ». &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#800000&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;---------------------------------------&lt;BR&gt;1-ر.ک.منتخب الاثر : 496، ح8.&lt;BR&gt;2-يوسف(12):87 ( لا تياسوا من روح الله ).&lt;BR&gt;3-آل عمران(3): 200.&lt;BR&gt;4-المحجه: 52.&lt;BR&gt;5-منتخب الاثر: 497،ح9.&lt;BR&gt;6-شرط خوب بودن خوبي ، کاملا وارسته بودن واز«خود» بيرون آمدن است.عمل حسود پذيرفته نيست، چون خود را بر ديگران ترجيح مي دهد . از متکبر نيز عبادت پذيرفته نمي شود ، زيرا در کنار کبرياي مطلق از خود دم زده است . به همين ترتيب ، بخيل و سنگ دل و تندخو و رياکار و... و بالاخره خودپسند-که کارهاي خوبش به چشمش مي آيد- وزنه اي براي سنجش در ترازوي دقيق الاهي ندارند . بنابراين ، چند کارخوب و خير سراغ مي توان کرد که از همه اين شائبه ها دور و تنها و تنها براي خدا – که ذات جامع همه ي خوبي هاست-انجام شود ؟!! ( ويراستار)&lt;BR&gt;7-عنکبوت (29) : 3و4.&lt;BR&gt;8-مهدي انقلابي بزرگ، ص314.&lt;BR&gt;9-مهدي موعود،پاورقي ص1241.&lt;BR&gt;10-مهدي موعود ،ص1080.&lt;BR&gt;11-منتخب الاثر ، ص475و476.&lt;BR&gt;12-بقره(2) ، آيه 249.&lt;BR&gt;13-بحار ، ج52، ص 352.&lt;BR&gt;14-اثبات الهدي ، ج7، ص110.&lt;BR&gt;15-همان ، ص 83.&lt;BR&gt;16-بحار ، ج51 ، ص82.&lt;BR&gt;17-اثبات الهدي ، ج7 ، ص52.&lt;BR&gt;18-منتخب الاثر ، ص98.&lt;BR&gt;19-بحار ، ج52، ص347.&lt;BR&gt;20-عقدالدرر،ص96.&lt;BR&gt;21-همان ، ص98، فصل اول از باب چهارم.&lt;BR&gt;22-بحار ، ج 52 ، ص 207.&lt;BR&gt;23-اصول کافي ، ج1، ص271.&lt;BR&gt;24-بحار ، ج 52، ص 389.&lt;BR&gt;25-همان ، ص 311.&lt;BR&gt;26-اصول کافي ، ج1 ، کتاب الحجه باب ان الائمه لم يفعلو شيئا و لا يفعلون الا بعهد من الله و امر منه ، حديث 2.&lt;BR&gt;27-بحار ، ج52 ، ص376و381.&lt;BR&gt;28-غيبت نعماني ، ص125.&lt;BR&gt;29-بحار ، ج52، ص340.&lt;BR&gt;30-همان ، ص390.&lt;BR&gt;31-همان ، ص340. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://tangna.ParsiBlog.com/Posts/108/%da%86%d9%86%d8%af+%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84+%d8%af%d8%b1+%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af+%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%ab+%d8%b8%d9%87%d9%88%d8%b1+%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa+%d9%85%d9%87%d8%af%d9%8a+(%d8%b9%d8%ac)/" title="چند سوال در مورد مباحث ظهور حضرت مهدي (عج)" type="text/html" />
<author><name>يك دوست</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:tangna.ParsiBlog.com/Posts/107/%da%86%d9%86%d8%af+%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84+%d8%af%d8%b1+%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af+%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%ab+%d8%b8%d9%87%d9%88%d8%b1+%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa+%d9%85%d9%87%d8%af%d9%8a+(%d8%b9%d8%ac)/</id>
<updated>Thu, 09 Apr 2009 19:08:00 GMT</updated>
<title type="text">چند سوال در مورد مباحث ظهور حضرت مهدي (عج)</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=justify&gt;&lt;IMG height=247 src=&quot;http://www.mobin-group.com/image/reg/images/4914mahdi_2.jpg&quot; width=330 border=1&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#006600 size=2&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&lt;B&gt;سوال1: اگرظهور حضرت مهدي عليه السلام همراه و ملازم پر شدن زمين از بيداد و ستمگري است، آيا كوشش در راه نشر احسان و نيكي و تقوي فايده دارد يا خير؟&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;&lt;/P&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#006600 size=2&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جواب: اولا، تنها ظرف حتمي و غير قابل تغيير ظهور، پر شدن جهان از ستم نيست. بلكه ظهور، ظرف ديگري هم دارد كه صلاح گروهي از مردم و آمادگي بشر براي پذيرش حكومت عدل و جهاني امام عليه السلام است. 1&lt;BR&gt;ثانيا .‌دو واقعيت ستم و پر شدن، از امور نسبي اند. &lt;BR&gt;ثالثا، سخن عقل و فطرت و نيز نداي تربيتي تمامي انبيا و اوليا اين است: حتي اگر تمام اقطار جهان را فساد و ستم فرا گرفت، هرگز نبايد از تلاش در راه اصلاح فرد و جامعه دريغ كرد. تجربه نيز نشانگر ثمرات تلاش هاي آن بزرگواران در همين موقعيت هاي حساس است. چه بسيار انسان هاي پاك و والا را كه علي رغم اكثريت فاسد و جريان فراگير فساد اجتماعي در همين موقعيت ها تربيت كرده و به جامعه تحويل داده اند!&lt;BR&gt;رابعا، مصلحان و مربيان بشريت چنين توصيه كرده اند:&lt;BR&gt;انسان هاي متقي در راه اثرگذاري در محيط تلاش و كوشش كنندنه اين كه خودتحت تاثير محيط و جامعه باشند. &lt;BR&gt;امر به معروف و نهي از منكر رادر اولويت قرار داده هيچ گاه آن ها را ترك نكنند. &lt;BR&gt;هرگز از روح وتاييدات خداوندي نااميد نگردند كه اين ياس خود از گناهان كبيره محسوب مي شود.2 &lt;BR&gt;در بيان وظايف چشم به راهان در ضمن احاديث چنين آمده است: &lt;BR&gt;امام باقر عليه السلام درباره ي اين آيه كه مي فرمايد:« اي مومنان ! صبر پيشه كنيد و يك ديگر را به آن توصيه كنيد و ارتباط يابيد.»3 فرمودند:« منظور اين است كه بر انجام واجبات شكيبا باشيد، بر دشمنان خود صبر پيشه كنيد و با امام چشم به راه خود مرتبط باشيد »4&lt;BR&gt;نيز امام صادق عليه السلام فرمود:&lt;BR&gt;« آن كس كه دوست دارد از ياران قائم ما باشد بايد كه چشم به راه باشد، به پارسايي و حسن خلق رفتار كند و...»5&lt;BR&gt;نتيجه اين كه ظهور و حكومت حضرت مهدي عليه السلام دو ظرف دارد، ظرف انتخابي ما ـ كه صلاح و تقوي است ـ و ظرف قهري ستم كه نتيجه ي عدم كوشش و تلاش مردم و روند عادي روزگاران است. به حكم عقل و دستورات شرع، انسان هاي دوران غيبت مامورند كه ظرف اول را درباره ي خود و سپس ديگران ايجاد و آماده سازند.&lt;BR&gt;در اين زمينه ،‌نگاه كنيد به:&lt;BR&gt;ـ منتخب الاثر (عربي): 493 ـ 500.&lt;BR&gt;ـ ترجمه ي مكيال المكارم: عليه السلام: 165 ـ 613.&lt;BR&gt;ـ معرف امام عصر عليه السلام: 219 ـ 312.&lt;BR&gt;ـ مهر محبوب: 88 ـ 114 و 258 ـ 268.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;سوال2: با وجود اين همه افراد متقي و متديني كه دست اندركار امورخير سطح جهان اند، چرا حضرت مهدي عليه السلام ظهورنمي كنند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جواب: اولا وجود افراد صالح وخير علت تامه ي ظهور نيست، هر چند زمينه فراهم كننده ي آن است. اصل ظهور به خواست و حكمت خداوند بستگي دارد. اراده ي خداوند علت تامه و فاعلي ظهور است كه تعيين، تقديير و امضا مي كند. آمادگي روحي و معنوي مردمان زمينه ي آن است. آنان هرگاه آماده شوند ودعا كند خدا و اراده فرمايد و حكمتش به ظهور تعلق گيرد، آن حضرت ظاهر مي شود. اين نيست كه بگوييم: چون افراد صالح اند، چرا كه ظهور نمي شود؟ بلكه وظيفه ي ما، در صورت صلاح و تقواي مردم، دعا و استغاثه است.افراد صالح بايد براي تعجيل در فرج ظهور دعا كنند و چشم به راه بودن را نشان دهند.&lt;BR&gt;از سوي ديگر، ترديد در صغراي قضيه است كه گفته مي شود مردم با تقوا و صالح اند. كجا افراد متقي و صالح بسيارند؟ وجود آنان درچنين روزگاري (به تعبيرات روايات) از گوگرد سرخ نيز كم تر است. دين نيز در دست افراد بشر، به سان گوگرد سرخ، كم ياب است و نگهداري آن چون آتش در كف دست است. اگرخوب ها و خوبي هاي بيشتر تحليل شود و با ملاك هاي قرآني و روايي و اخلاق اهل بيت سنجش شود6 و به دقت، تفكرات، اعتقادات، اعمال و عمل كرد فردي و اجتماعي و نحوه ي برخورد با دين مطالعه شود، آن گاه معلوم مي شود كه افراد صالح چه قدر نادرند. داستاني را از پدر يكي از مراجع ديني مي آورم. او گفته بود:&lt;BR&gt;يكي از صلحاي شهر به درگاه امام زمان عليه السلام بسيار استغاثه مي كند و عر ض مي كند:« آقا ! با وجود اين همه افراد صالح چرا ظهور نمي كنيد؟ مدت ها گريه و زاري مي كند. ايشان براي اين فرد ظاهر مي شوند. مي فرمايند: براي اين كه امتحان كني كه چند نفر از مردمان حقيقتا صالح اند، شب جمعه، چهل نفر از صالح ترين افراد را در منزل يكي از بهترين صالحان شهر گرد آور، فلان قصاب را هم ( كه او نيز از متقي ترين و بهترين مردم بود ) بخوان وسه راس بزغاله آماده كن و قصاب و بزغاله ها را در پشت بام ببر.&lt;BR&gt;آن مرد نيك شب جمعه اي را انتخاب مي كند و از ميان تمام صلحا، 40 نفر را دعوت مي كندو در حياط منزل اجتماع مي كنند. اين ها همه مي نشينند و استغاثه ميكنند. (ضمنا آن حضرت سپرده بودند كه او به مردم نگويد بزغاله ها و قصاب در پشت بام اند) يك مرتبه مي بينند نوري بر فراز بام ظاهر شد. يقين مي كنند كه امام زمان عليه السلام تشريف آوردند. آن گاه نور به طرف پشت بام مي رود. يكي از صلحا را كه بسيار مرد نيكي بوده است صدا مي زنندكه: به پشت بام بيا.&lt;BR&gt;او به پشت بام مي رود. بعد از چند دقيقه، مي بينند كه از پشت بام خون جاري شد! يقين مي كنند كه امام زمان عليه السلام اين شخص را سر بريده اند و اين خون اوست. گروهي فرار مي كنند. چند دقيقه ي ديگر صدا مي كنند و مي گويند: فلان شخص (يكي ديگر از صلحا) بيايد.&lt;BR&gt;آن صالح هم به پشت بام مي رود. چند لحظه ي ديگر مي بيننند كه باز هم از ناودان خون جاري شد و يقين ميكنند كه نفر دوم هم به دست آن حضرت سر بريده شد. تمام آنها مي روند و سه نفر بيشتر نمي مانند. نفر سوم را صدا مي كنند. در اين هنگام فقط همان نفر مي ماند و بقيه هم مي روند. او هم ـ يكي از افراد بسيار صالح بودـ بالا مي رود سپس خون از ناودان جاري مي شود.&lt;BR&gt;بعد امام عليه السلام به آن فرد استغاثه كننده و بي تاب مي فرمايد:« مردم اين گونه اند. با اين كه يقين كردند كه ما تجلي كرديم ـ به خاطر اين كه گمان كردند (نه يقين)كه آنان سر بريده شدند ـ همه آن ها پا به فرار گذاشته و رفتند، حال آن كه اين خون بزغاله هايي بود كه قصاب سر مي بريد !»&lt;BR&gt;مردم بايد امتحان گردند واز امتحان در آيند.و غير از اين داستان، داستان هاي زياد ديگري در تاريخ هست كه اتفاق افتاده و نشان داده كه مردم هنوز آماده ي ظهورنيستند. با زبان، ظهور را مي خواهند‌، ليكن در دل رنگ ديگري دارند. هنگامي كه امتحان پيش مي آيد، حقايق آشكار مي گردد:&lt;BR&gt;« احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا: امنا و هم لا يفتنون؟! ولقد فتنا الذين من قبلهم...»7&lt;BR&gt;يكي از سنت هاي لايتغير خداوند، امتحان است. امتحان كه پيش بيايد، بسياري از مردم مردود مي شوند و بسياري هم تجديد. قبول شده در مرحله ي اول بسيار اندك است. آن چه بر ماست اين است كه: به سوي صلاح حقيقي (نه ادعايي و ريايي) رو آوريم و در همان حال از دعا و استغاثه نكاهيم. انديشه و دلمان، ظهور امام عصر عليه السلام و پيروي از حضرت او باشد تا مگر خداوند منان به دعاي سوخته اي ترحم كندو جهانيان را از سرگرداني و حيرت نجات بخشد. آري، وظيفه ي ما دعا و استغاثه و صلاح و اصلاح است. &lt;BR&gt;در اين باره، مراجعه كنيد به:&lt;BR&gt;ـ مكيال المكارم عليه السلام: 255 ـ 262 &lt;BR&gt;ـ روزگار رهايي: 1 ـ 349.&lt;BR&gt;ـ پيوند معنوي. &lt;BR&gt;ـ معرفت امام عصر عليه السلام 288.&lt;BR&gt;ـ مهر محبوب: 2528 ـ 261.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&lt;B&gt;سوال 3: معروف است كه حضرت مهدي عليه السلام هنگامي خروج مي كند كه گستره ي زمين از ستم و جور آكنده شود تا تمامي اقطار آن را از داد ودادخواهي مملو سازد. اكنون آيا مي توان نتيجه گرفت كه براي ظهور و نزديك تر شدن زمان آن، به جور و فساد كمك كنيم در نتيجه ،‌اگر پر شدن زمين از ستم و جور شرط خروج ايشان است، در آن صورت وظيفه ي منتظر چيست؟ فراهم ساختن آن شرط؟!&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جواب: جمله ي «يملا الارض عدلا كما ملئت جورا» در روايات گوناگوني آمده است. تنها در كتاب شريف بحارالانوار، 31 مورد اين تعبير ،‌با اندكي اختلاف در عبارات، ديده مي شود، اما مضمون و سياق عبارت هيچ يك از روايات، شرط بودن ستم را براي ظهور حكايت نمي كند، بلكه يكي از دو ظرف را بيان مي دارد. ظرف اول، صلاح و تقوي و ظرف دوم، جور و فساد. ظرف چيزي است و شرط چيز ديگر. مثال زير نزديك كننده ي معناي حديث است:&lt;BR&gt;به دوست خود مي گوييم: روز جمعه بعدازظهربه ديدار تو خواهم آمد. آيا معناي جمله اين است كه ديدن، به روز جمعه بستگي دارد و اگر روز جمعه نتوانستم، ديدار تو منتفي است يا معناي سخن اين است كه روز جمعه ظرف ديدار من از توست، نه شرط آن؟ &lt;BR&gt;بنابراين، امكان و احتمال مي رود كه روزي ديگر، ديدار انجام پذيرد و اگرمي خواستيم شرطيت را بيان كنيم، چنين مي گفتيم:« شرط آمدن من فرا رسيدن روز جمعه است»&lt;BR&gt;نكته دوم اين است كه:&lt;BR&gt;ميان آنچه وظيفه ي ماست و آن چه به طور قهري و طبيعي پيش مي آيد تفاوت روشني هست. وظيفه ي انسان ها از نظر اسلام وقرآن و روايات اهل بيت و عقل. پيش گيري از فساد، تربيت و تكامل در طريق بندگي، رعايت تقوي و طهارت و شناخت خداوند ونبوت و امامت و معاد و عمل بر مقتضاي آن اعتقادات است. لذا در بيان وظايف مردم در زمان غيبت و تاكيد بر اين شناخت ها و عمل بدان ها،‌چه بسيار احاديث وارد شده است. &lt;BR&gt;نتيجه اين كه پر شدن زمين از ستم و فساد يكي از دو ظرف ظهور حضرت مهدي عجلالله تعالي فرجه است و نه ظرف منحصر به فرد و نيز نه شرط آن و وظيفه ي ما ايجاد ظرف ديگر يعني صلاح و تقوي است. به بيان ديگر، اين روايات بيانگر وضعيت و جريان عمومي جامعه در زمان ظهور است و روايات انتظار فرج، تعيين كننده ي وظايف فرد منتظر در دوران غيبت است كه فرد منتظر بايد صلاح و اصلاح پيشه كند و هرگز شايسته نيست اين دو دسته مطلب به هم آميخته شود.&lt;BR&gt;در اين مورد، مراجعه فرماييد به:&lt;BR&gt;ـ خورشيد مغرب: 257 ـ 334 (فصل سيزدهم).&lt;BR&gt;ـ پيوند معنوي. &lt;BR&gt;ـ ترجمه مكيال المكارم 2: 165 ـ 613.&lt;BR&gt;ـ معرفت امام عصر عليه السلام.&lt;BR&gt;ـ گفتارهايي پيرامون امام زمان عليه السلام فصل يازدهم.&lt;BR&gt;ـ نجم ثاقب، باب دهم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&lt;B&gt;سوال 4: دوران حكومت حضرت مهدي (عليه السلام) بعد از ظهور چه مقدار است؟ &lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پاسخ: در اينكه مدت حكومت و سلطنت حضرت چند سال است دقيقاً روشن نيست، رواياتي كه در اين مورد وارد شده، مختلف است، زيرا مدت حكومت حضرت در روايات به ترتيب از پنج سال. هفت سال، هشت سال، نه سال، نوزده سال، بيست سال، چهل سال، هفتاد سال و سيصد و نه سال (مقدار توقف اصحاب كهف ) ذكر شده و نمي توان به يكي از اينها يقيناً معتقد شد و اعتماد كرد. &lt;BR&gt;توجيهاتي كه براي روايات ذكرشده، عبارتند از: &lt;BR&gt;1-‌ ممكن است آغاز شكل گرفتن وپياده شدن حكومت آن حضرت پنج سال يا هفت سال ودوران تكاملش چهل سال و دوران نهاييش بيش از سيصد سال باشد.8 &lt;BR&gt;2-‌ شايد پيامبر و ائمه (عليه السلام) عنايتي داشته اند كه مدت كامل آن را مشخص نسازند تا آنها كه هوس امام زماني مي كنند نتوانند مدت ادعاي خود را بر مدت مسلم حيات مهدي (عليه السلام) بعد از ظهور تطبيق كنند، زيرا اگر به طور صريح مثلاًف فرموده باشند، شش سال و قول ديگري در برابر آن نبود جاي اين بود كه مثلاف فرقه ضاله بهايي آن را با ادعاي سيد علي محمد باب تطبيق كنند و غوغايي به راه بياندازند ». 9&lt;BR&gt;با اينكه از سال ادعاي سيد علي محمد باب 1260 تا سال تير باران شدنش 1266، شش سال بود و در مدت حكومت حضرت قول به شش سال وجود ندارد، در عين حال. اصرار دارند كه از روايات وارده استفاده كنند و او را مهدي موعود قلمداد نمايند، چه رسد به اينكه اگر مدتي مشخص بود. &lt;BR&gt;به هر حال، با قطع نظر از روايات اسلامي، مسلم است كه اين همه آوازه ها و مقدمات براي يك دوران كوتاه مدت، مانند پنج يا هفت سال نيم تواند باشد، بلكه قطعاً براي مدتي طولاني است كه ارزش اين همه تحمل زحمت و تلاش و كوشش را داشته باشد، لذا در بعضي از روايات از امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه مدت حكومت حضرت هفت سال است، اما هر سال آن برابر ده سال شماست ؛ يعني مدت حكومت هفتاد سال است.10 از اينجا معلوم مي شود كه عنايتي در كار بوده كه مدت حكومت درست مشخص نشود. اما اينكه مدت كوتاهي باشد، شايد قابل قبول نباشد. &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.mobin-group.com/image/reg/images/4060untitled_resize.jpg&quot; border=1&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&lt;B&gt;سوال 5: پيروزي حضرت مهدي بر سلاحهاي مخرب و اتمي چگونه ميسر است؟ به تعبير ديگر، آن حضرت در برابر اين سلاحهاي مخوف و خطرناك چگونه مانند جدش با شمشير قيام خواهد كرد؟ چگونه با سلاحهاي قديم مانند شمشير و غيره با ارتش هاي دنياي آن روز جهاد مي كند؟ آيا مي توان تصور كرد كه كسي بتواند به وسيله شمشير با سلاحهاي اتمي و بمب هاي ئيدروژني و امثال آن به جنگ بپردازد و پيروز شود؟ &lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پاسخ: اولاً، مقصود از خروج با شمشير كه در روايات به آنها اشاره شده، مأموريت به جهاد وتوسل به اسلحه براي اعلاي كلمه حق است، زيرا شمشير سمبل مبارزه و جنگ است، نه آنكه موضوعيت داشته باشد. &lt;BR&gt;بنابراين، قيام با شمشير، كنايه از قيام با اسلحه و پيكار و جهاد و تعيين نوع مأموريت آن حضرت است و اينكه آن حضرت مأمور به مصالحه با كفار نيست. بديهي است كه حضرت با هر اسلحه اي كه لازم باشد با كفار و ستمگران جهاد مي كند و از هر گونه اسلحه اي كه در زمان ظهور آن حضرت متداول باشد. استفاده مي نمايد. &lt;BR&gt;ثانياً، از كجا كه در زمان ظهور آن حضرت، اين اسلحه هاي مهيب در اختيار بشر باقي باشد. زيرا ممكن است كه در اثر حوادث و‌آشوبها و انقلابات شديد و جنگهاي خانماسوز جهاني كه پيش از ظهور آن حضرت واقع مي شود، اين اسلحه هاي جهنمي معدوم شود. &lt;BR&gt;يكي از اموريكه در احاديث از آن خبر داده شده، جنگهاي جهان گيري است كه در اثر آن بيشتر نقاط زمين از سكنه خالي شده و شهرها ويران مي شود و دراثر آن جنگها قهراً اين نوع سلاحها نابود مي گردند. &lt;BR&gt;ثالثاً، جنگها و كشتارهاي بي رحمانه و بكارگيري سلاحهاي اين چنيني نتيجه جهل و ضلالت و بي خردي بشر است كه در عصر ظهور عقل مردم كامل مي شود و بر فرض هم كه سلاحهاي مخرب در اختياز داشته باشند، آن را عليه يكديگر بكار نمي گيرند و نيروهايي كه بايد آن سلاحها را بكار گيرند، به حقانيت حضرت پي مي برند، هر چند كه سردمدارنشان دستور بكارگيري آن سلاحها را بكار گيرند، به حقانيت حضرت پي مي برند، هر چند كه سردمدارانشان دستور بكارگيري آن سلاحها را صادر مي كنند، ولي آنان اجرا نمي كنند. اگر در بيست سال قبل از انقلاب اسلامي درايران به رهبري امام خميني (ره) كسي خبر مي داد كه رهبري انقلاب اسلامي در ايران به رهبري امام خميني (ره) كسي خبر مي داد كه رهبري انقلاب بر شاه و ارتش تا دندان مسلح او پيروز مي شود، در حالي كه كمترين سلاح روز را در اختيار ندارد، براي مردم قابل پذيرش نبود، ولي همگان ديديد كه ارتش و نيروهاي مسلح طاغوت از فرمان فرمانده سرپيچي كرده و سلاحها را عليه انقلابيون بكار نگرفتند و طرفداران انقلاب با دست خالي و باشعار الله اكبر، بر ارتش قوي پنجه شاه پيروز شدند، به تعبير بهتر، مردم ارتش را تسخير كردند، نه تسليم ؛ يعني امام و رعيت آنچنان برخورد مي كردند كه دستها توان اينكه روي ماشه تفنگ ها برود نداشت و سربازها از پادگانها فرار مي كردند و خلبانان اعلام وفا داري نمودند و جز اندكي از نيروها كه وفادار مانده بودند، اكثريت به ملت پيوستند. در زمان ظهور حضرت نيز علاوه بر تأييدات رباني و كمكهاي عالم بالا و به ياري آمدن ملائكه، به طور طبيعي نيز پيشرفتها حاصل است. اين است كه سخني در بين مردم رايج است كه در عصر حضرت سلاحها از كار مي افتد، يعني سلاحها اساساً به كار گرفته نخواهد شد تا تخريب نمايد و يا كسي را نابود نمايد و آن مقدار هم كه بكار گرفته مي شود، حضرت نيز درمقابل آن توان مقابله را دارد و در اثر پيشرفتهاي سريعي كه نصيب حضرت مي شود، بسياري از اين سلاحها و نيروهاي بكارگيرنده آن در اختيار حضرت قرار مي گيرند. بنابراين، پيروزي حضرت امري طبيعي و عادي است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&lt;B&gt;سوال 6: تسخير جهان با ياران اندك چگونه ممكن است؟ چگونه حضرت مهدي با 313 نفر بر حدود شش مليارد انسان عالم پيروز مي شود؟ آيا اين همه انسانها از آداب و سنن و اخلاقشان دست بر مي دارند؟ آيا غلبه آن حضرت به طور اعجاز و خرق عادت است يا آنكه با ملاحظه اسباب و علل وعوامل ظاهري نيز غلبه و پيروزي آن جناب ممكن است؟&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پاسخ: بر حسب روايات وارده تعداد نيروهاي حضرت منحصر در 313 نفر نيست، بلكه آنان ياران مخصوص حضرت هستند و تا نيروهاي حضرت به ده هزار نفر نرسد، آغاز به جنگ نخواهد كرد11 و علي الدوام به تعداد نيروهاي حضرت افزوده خواهد شد. &lt;BR&gt;اما غلبه حضرت بر عالم هم ممكن است از طريق اعجاز باشد و هم ممكن است از طريق عايد صورت گيرد و هم ممكن است به هر دو طريق باشد. چنانكه براي پيامبر (عليه السلام) اين چنين بود. &lt;BR&gt;اما از طريق اعجاز حصول چنين غلبه مطلقي براي آن حضرت طبق خواست خداي سبحان امري ممكن ومعقول است و با وعده هاي صريح و بشارتهاي حتمي كه در قرآن مجيد آمده بدون شبهه حاصل خواهد شد. خداوند بنابر مصداق «كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره باذن الله »12، آن حضرت و ياران محدودش را كه از بندگان شايسته خدا هستند بر تمام ملل غالب و حاكم كرده و او را وارث زمين قرار خواهد داد. &lt;BR&gt;اما از طريق علل و اسباب عادي و ظاهري هم حصول چنين فتح و غلبه اي و تشكيل آن حكومت واحد جهاني ممكن و عملي خواهد بود، زيرا آن حضرت در موقعي ظهور مي كند كه اوضاع و احوال اجتماعي، اخلاقي و سياسي كاملاً مساعد باشد. درآن موقع، همه ملل از مدنيت معنوي و اخلاقي محروم و دشمني و كينه توزي و ظلم و تجاوز همه را نسبت به يكديگر بدبين و از هم جدا ساخته و اتحاد و وحدت و همفكري و همكاري به كلي از ميان بشر رخت بربسته و از اينكه كسي بتواند بدون امدادهاي غيبي جامعه را رهبري كند، مأيوس مي شوند. خلاصه همه با هم در مبارزه و جنگ عليه يكديگر و همه ازوضع موجود ناراضي اند و از مكتبهاي مختلف كه عرضه مي شود نااميد بوده و منتظر تغيير رژيم و انقلاب و عوض شدن اوضاع و كنار رفتن زمامداران خدا نشناس و برداشته شدن مرزها و القاي تجزيه ها و تقسيمها هستند. &lt;BR&gt;در چنين شرايطي حضرت مهدي (عليه السلام) و اصحابش با نيروي ايمان و اخلاق حسنه و با نجات بخش ترين برنامه هاي عمراني و اقتصادي و عدالت اجتماعي براي انقلاب و دعوت به قرآن و اسلام، قدم به ميدان مي گذارند و آن نهضت الهي و دعوت روحاني را شروع مي كنند. &lt;BR&gt;معلوم است كه اين جمعيت با آن برنامه ها و وضع كار، در آن دنياي پرآشوب و غرق در توفان گرفتاريها و فشارها، دلها را به خود متوجه كرده و فاتح و پيروز وموفق مي شوند و هيچ نيرويي نمي تواند در برابر آنها مقاومت كند. چنانكه در صدر اسلام هنگام ظهور حضرت محمد (صل الله عليه و اله) نيز وضع اين چنين بود ومردم خسته از آداب و رسوم غلط و به ستون آمده از ستم اربابان و ملوك با شنيدن صداي حق و عدالت لبيك گويان تسليم شدند و اسلام در كمترين زمان ممكن كسراي ايران و قيصر روم را درهم كوبيد. &lt;BR&gt;به هر حال، وضع امام عصر نيز اين چنين است ؛ يعني اغلب مردم با اراده و اختيار خود و با درك و شعوري كه دارند به حقانيت حضرت پي مي برند و تسليم او مي شوند، لذا پيروزي بر عالميان هم از لحاظ عادي و طبيعي و هم از لحاظ غير مادي و اعجاز ميسر است و منعي ندارد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&lt;B&gt;سوال 7: منظور از آيين جديد چيست كه در روايات وارد شده است وقتي امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) ظهور كرد، به امر جديد مي آيد و دستوراتش جديد است و كتاب جديد و سنت جديد دارد؟ مگر او پيامبر است كه آيين جديد دارد آيا دستورات او ناسخ دستور پيامبر است؟ &lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پاسخ: در مورد دستورات و‌آيين حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) دو دسته روايات وارد شده است: يك دسته منشأ پيدايش اين فكر شده كه حضرت داراي آيين جديدي است، لذا مناسب اين است كه نخست به اين دسته از روايات اشاره كنيم، سپس به ديگر از روايات مي پردازيم. ابتدا به اين پرسش پاسخ مي‌گوييم: دسته اول، رواياتي است كه منشأ توهم دين جديد شده است و آنها عبارتند از: &lt;BR&gt;1-‌از امام صادق (عليه السلام) از سيره حضرت مهدي (عليه السلام) سوال شد، حضرت فرمود:« يصنع ما صنع رسول الله، يهدم ما كان قبله كما هدم رسول الله امر الجاهليه و يستأنف الاسلام جديداً13 ؛ همان كاري را كه رسول خدا (صل الله عليه و اله) انجام داد، مهدي انجام مي دهد. بد عتهاي موجود را خراب مي كند، چنانكه رسول خدا (صل الله عليه و اله) اساس جاهليت را منهدم نمود، آنگاه اسلام را از نو بنا مي كند ». &lt;BR&gt;2-‌ شخصي به نام ابو خديجه از حضرت صادق (عليه السلام) نقل مي كند كه حضرت فرمود:« اذا خرج القائم جاء بامر جديد كما دعا رسول الله في بدء الاسلام الي امر جديد14 ؛ هنگامي كه قائم ظهور كرد با امرجديد خواهد آمد، چنانكه رسول خدا در آغاز اسلام مردم را به امر جديد دعوت مي كرد ». &lt;BR&gt;3-‌ در حديثي ديگر امام صادق (عليه السلام) فرمود:« اذا خرج القائم يقوم بامر جديد وكتاب جديد و سنه جديد و قضا جديد...15 ؛ هنگامي كه قائم ظهور كند با امر جديد و كتاب و رفتار وقضاوت جديد ظهور مي نمايد...» &lt;BR&gt;روايات ديگري كه با اين نوع روايات هماهنگ هستند از آنها استفاده مي شود كه حضرت مهدي (عليه السلام) با دين جديد مي آيد، در حالي كه اين چنين نيست و حضرت مروج دين جدش پيامبر اسلام است. كه روايات دسته دوم دال بر آن است كه ذيلاً به آنها اشاره مي شود: &lt;BR&gt;1-‌ ابو سعيد خدري از رسول خدا (صل الله عليه و اله) روايت مي كند كه حضرت فرمود: « يخرج رجل من اهلبيتي و يعمل بسنتي 16؛ يكي از اهل بيت من قيام مي كند و به سنت و روش من عمل مي كند ». &lt;BR&gt;2- قال رسول الله (صل الله عليه و اله): القائم من ولدي اسمه اسمي و كنيته كنيتي و شمائله شمائلي و سنته سنتي يقيم الناس علي طاعتي و شريعتي و يدعوهم الي كتاب ربي17 ؛ پيامبر (صل الله عليه و اله) فرمود: قائم از فرزندان من، همنام و هم كنيه من است، شمايل و رفتارش، شمايل و رفتار من است و مردم را به اطلاعت من و دين من وادار مي نمايد و به قرآن دعوتشان مي كند ». &lt;BR&gt;3-‌ رسول خدا در ضمن حديثي ديگر فرمود: «و ان الثاني عشر من ولدي يغيب حتي لا يري و ياتي علي امين بزمن لا يبقي من الاسلام الا اسمه و لا يبقي من القرآن الا اسمه فحينئذ يأذن الله تبارك و تعالي بالخروج فيظهر الله الاسلام به ويجدده18 ؛ دوازدهمي از فرزندانم به طوري غايب مي شود كه اصلاً ديده نمي شود.زماني خواهد آمد كه از اسلام جز اسمي و از قرآن جز رسم و اثري باقي نمي ماند، در آن هنگام خدا به وي اجازه نهضت مي دهد و به وسيله او اسلام راتقويت كرده، تجديدش ميكند ». &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#800000&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;---------------------------------------&lt;BR&gt;1-ر.ک.منتخب الاثر : 496، ح8.&lt;BR&gt;2-يوسف(12):87 ( لا تياسوا من روح الله ).&lt;BR&gt;3-آل عمران(3): 200.&lt;BR&gt;4-المحجه: 52.&lt;BR&gt;5-منتخب الاثر: 497،ح9.&lt;BR&gt;6-شرط خوب بودن خوبي ، کاملا وارسته بودن واز«خود» بيرون آمدن است.عمل حسود پذيرفته نيست، چون خود را بر ديگران ترجيح مي دهد . از متکبر نيز عبادت پذيرفته نمي شود ، زيرا در کنار کبرياي مطلق از خود دم زده است . به همين ترتيب ، بخيل و سنگ دل و تندخو و رياکار و... و بالاخره خودپسند-که کارهاي خوبش به چشمش مي آيد- وزنه اي براي سنجش در ترازوي دقيق الاهي ندارند . بنابراين ، چند کارخوب و خير سراغ مي توان کرد که از همه اين شائبه ها دور و تنها و تنها براي خدا – که ذات جامع همه ي خوبي هاست-انجام شود ؟!! ( ويراستار)&lt;BR&gt;7-عنکبوت (29) : 3و4.&lt;BR&gt;8-مهدي انقلابي بزرگ، ص314.&lt;BR&gt;9-مهدي موعود،پاورقي ص1241.&lt;BR&gt;10-مهدي موعود ،ص1080.&lt;BR&gt;11-منتخب الاثر ، ص475و476.&lt;BR&gt;12-بقره(2) ، آيه 249.&lt;BR&gt;13-بحار ، ج52، ص 352.&lt;BR&gt;14-اثبات الهدي ، ج7، ص110.&lt;BR&gt;15-همان ، ص 83.&lt;BR&gt;16-بحار ، ج51 ، ص82.&lt;BR&gt;17-اثبات الهدي ، ج7 ، ص52.&lt;BR&gt;18-منتخب الاثر ، ص98.&lt;BR&gt;19-بحار ، ج52، ص347.&lt;BR&gt;20-عقدالدرر،ص96.&lt;BR&gt;21-همان ، ص98، فصل اول از باب چهارم.&lt;BR&gt;22-بحار ، ج 52 ، ص 207.&lt;BR&gt;23-اصول کافي ، ج1، ص271.&lt;BR&gt;24-بحار ، ج 52، ص 389.&lt;BR&gt;25-همان ، ص 311.&lt;BR&gt;26-اصول کافي ، ج1 ، کتاب الحجه باب ان الائمه لم يفعلو شيئا و لا يفعلون الا بعهد من الله و امر منه ، حديث 2.&lt;BR&gt;27-بحار ، ج52 ، ص376و381.&lt;BR&gt;28-غيبت نعماني ، ص125.&lt;BR&gt;29-بحار ، ج52، ص340.&lt;BR&gt;30-همان ، ص390.&lt;BR&gt;31-همان ، ص340. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://tangna.ParsiBlog.com/Posts/107/%da%86%d9%86%d8%af+%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84+%d8%af%d8%b1+%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af+%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%ab+%d8%b8%d9%87%d9%88%d8%b1+%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa+%d9%85%d9%87%d8%af%d9%8a+(%d8%b9%d8%ac)/" title="چند سوال در مورد مباحث ظهور حضرت مهدي (عج)" type="text/html" />
<author><name>يك دوست</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:tangna.ParsiBlog.com/Posts/106/%da%86%d9%86%d8%af+%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84+%d8%af%d8%b1+%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af+%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%ab+%d8%b8%d9%87%d9%88%d8%b1+%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa+%d9%85%d9%87%d8%af%d9%8a+(%d8%b9%d8%ac)/</id>
<updated>Thu, 09 Apr 2009 19:07:00 GMT</updated>
<title type="text">چند سوال در مورد مباحث ظهور حضرت مهدي (عج)</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=justify&gt;&lt;IMG height=247 src=&quot;http://www.mobin-group.com/image/reg/images/4914mahdi_2.jpg&quot; width=330 border=1&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#006600 size=2&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&lt;B&gt;سوال1: اگرظهور حضرت مهدي عليه السلام همراه و ملازم پر شدن زمين از بيداد و ستمگري است، آيا كوشش در راه نشر احسان و نيكي و تقوي فايده دارد يا خير؟&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;&lt;/P&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#006600 size=2&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جواب: اولا، تنها ظرف حتمي و غير قابل تغيير ظهور، پر شدن جهان از ستم نيست. بلكه ظهور، ظرف ديگري هم دارد كه صلاح گروهي از مردم و آمادگي بشر براي پذيرش حكومت عدل و جهاني امام عليه السلام است. 1&lt;BR&gt;ثانيا .‌دو واقعيت ستم و پر شدن، از امور نسبي اند. &lt;BR&gt;ثالثا، سخن عقل و فطرت و نيز نداي تربيتي تمامي انبيا و اوليا اين است: حتي اگر تمام اقطار جهان را فساد و ستم فرا گرفت، هرگز نبايد از تلاش در راه اصلاح فرد و جامعه دريغ كرد. تجربه نيز نشانگر ثمرات تلاش هاي آن بزرگواران در همين موقعيت هاي حساس است. چه بسيار انسان هاي پاك و والا را كه علي رغم اكثريت فاسد و جريان فراگير فساد اجتماعي در همين موقعيت ها تربيت كرده و به جامعه تحويل داده اند!&lt;BR&gt;رابعا، مصلحان و مربيان بشريت چنين توصيه كرده اند:&lt;BR&gt;انسان هاي متقي در راه اثرگذاري در محيط تلاش و كوشش كنندنه اين كه خودتحت تاثير محيط و جامعه باشند. &lt;BR&gt;امر به معروف و نهي از منكر رادر اولويت قرار داده هيچ گاه آن ها را ترك نكنند. &lt;BR&gt;هرگز از روح وتاييدات خداوندي نااميد نگردند كه اين ياس خود از گناهان كبيره محسوب مي شود.2 &lt;BR&gt;در بيان وظايف چشم به راهان در ضمن احاديث چنين آمده است: &lt;BR&gt;امام باقر عليه السلام درباره ي اين آيه كه مي فرمايد:« اي مومنان ! صبر پيشه كنيد و يك ديگر را به آن توصيه كنيد و ارتباط يابيد.»3 فرمودند:« منظور اين است كه بر انجام واجبات شكيبا باشيد، بر دشمنان خود صبر پيشه كنيد و با امام چشم به راه خود مرتبط باشيد »4&lt;BR&gt;نيز امام صادق عليه السلام فرمود:&lt;BR&gt;« آن كس كه دوست دارد از ياران قائم ما باشد بايد كه چشم به راه باشد، به پارسايي و حسن خلق رفتار كند و...»5&lt;BR&gt;نتيجه اين كه ظهور و حكومت حضرت مهدي عليه السلام دو ظرف دارد، ظرف انتخابي ما ـ كه صلاح و تقوي است ـ و ظرف قهري ستم كه نتيجه ي عدم كوشش و تلاش مردم و روند عادي روزگاران است. به حكم عقل و دستورات شرع، انسان هاي دوران غيبت مامورند كه ظرف اول را درباره ي خود و سپس ديگران ايجاد و آماده سازند.&lt;BR&gt;در اين زمينه ،‌نگاه كنيد به:&lt;BR&gt;ـ منتخب الاثر (عربي): 493 ـ 500.&lt;BR&gt;ـ ترجمه ي مكيال المكارم: عليه السلام: 165 ـ 613.&lt;BR&gt;ـ معرف امام عصر عليه السلام: 219 ـ 312.&lt;BR&gt;ـ مهر محبوب: 88 ـ 114 و 258 ـ 268.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;سوال2: با وجود اين همه افراد متقي و متديني كه دست اندركار امورخير سطح جهان اند، چرا حضرت مهدي عليه السلام ظهورنمي كنند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جواب: اولا وجود افراد صالح وخير علت تامه ي ظهور نيست، هر چند زمينه فراهم كننده ي آن است. اصل ظهور به خواست و حكمت خداوند بستگي دارد. اراده ي خداوند علت تامه و فاعلي ظهور است كه تعيين، تقديير و امضا مي كند. آمادگي روحي و معنوي مردمان زمينه ي آن است. آنان هرگاه آماده شوند ودعا كند خدا و اراده فرمايد و حكمتش به ظهور تعلق گيرد، آن حضرت ظاهر مي شود. اين نيست كه بگوييم: چون افراد صالح اند، چرا كه ظهور نمي شود؟ بلكه وظيفه ي ما، در صورت صلاح و تقواي مردم، دعا و استغاثه است.افراد صالح بايد براي تعجيل در فرج ظهور دعا كنند و چشم به راه بودن را نشان دهند.&lt;BR&gt;از سوي ديگر، ترديد در صغراي قضيه است كه گفته مي شود مردم با تقوا و صالح اند. كجا افراد متقي و صالح بسيارند؟ وجود آنان درچنين روزگاري (به تعبيرات روايات) از گوگرد سرخ نيز كم تر است. دين نيز در دست افراد بشر، به سان گوگرد سرخ، كم ياب است و نگهداري آن چون آتش در كف دست است. اگرخوب ها و خوبي هاي بيشتر تحليل شود و با ملاك هاي قرآني و روايي و اخلاق اهل بيت سنجش شود6 و به دقت، تفكرات، اعتقادات، اعمال و عمل كرد فردي و اجتماعي و نحوه ي برخورد با دين مطالعه شود، آن گاه معلوم مي شود كه افراد صالح چه قدر نادرند. داستاني را از پدر يكي از مراجع ديني مي آورم. او گفته بود:&lt;BR&gt;يكي از صلحاي شهر به درگاه امام زمان عليه السلام بسيار استغاثه مي كند و عر ض مي كند:« آقا ! با وجود اين همه افراد صالح چرا ظهور نمي كنيد؟ مدت ها گريه و زاري مي كند. ايشان براي اين فرد ظاهر مي شوند. مي فرمايند: براي اين كه امتحان كني كه چند نفر از مردمان حقيقتا صالح اند، شب جمعه، چهل نفر از صالح ترين افراد را در منزل يكي از بهترين صالحان شهر گرد آور، فلان قصاب را هم ( كه او نيز از متقي ترين و بهترين مردم بود ) بخوان وسه راس بزغاله آماده كن و قصاب و بزغاله ها را در پشت بام ببر.&lt;BR&gt;آن مرد نيك شب جمعه اي را انتخاب مي كند و از ميان تمام صلحا، 40 نفر را دعوت مي كندو در حياط منزل اجتماع مي كنند. اين ها همه مي نشينند و استغاثه ميكنند. (ضمنا آن حضرت سپرده بودند كه او به مردم نگويد بزغاله ها و قصاب در پشت بام اند) يك مرتبه مي بينند نوري بر فراز بام ظاهر شد. يقين مي كنند كه امام زمان عليه السلام تشريف آوردند. آن گاه نور به طرف پشت بام مي رود. يكي از صلحا را كه بسيار مرد نيكي بوده است صدا مي زنندكه: به پشت بام بيا.&lt;BR&gt;او به پشت بام مي رود. بعد از چند دقيقه، مي بينند كه از پشت بام خون جاري شد! يقين مي كنند كه امام زمان عليه السلام اين شخص را سر بريده اند و اين خون اوست. گروهي فرار مي كنند. چند دقيقه ي ديگر صدا مي كنند و مي گويند: فلان شخص (يكي ديگر از صلحا) بيايد.&lt;BR&gt;آن صالح هم به پشت بام مي رود. چند لحظه ي ديگر مي بيننند كه باز هم از ناودان خون جاري شد و يقين ميكنند كه نفر دوم هم به دست آن حضرت سر بريده شد. تمام آنها مي روند و سه نفر بيشتر نمي مانند. نفر سوم را صدا مي كنند. در اين هنگام فقط همان نفر مي ماند و بقيه هم مي روند. او هم ـ يكي از افراد بسيار صالح بودـ بالا مي رود سپس خون از ناودان جاري مي شود.&lt;BR&gt;بعد امام عليه السلام به آن فرد استغاثه كننده و بي تاب مي فرمايد:« مردم اين گونه اند. با اين كه يقين كردند كه ما تجلي كرديم ـ به خاطر اين كه گمان كردند (نه يقين)كه آنان سر بريده شدند ـ همه آن ها پا به فرار گذاشته و رفتند، حال آن كه اين خون بزغاله هايي بود كه قصاب سر مي بريد !»&lt;BR&gt;مردم بايد امتحان گردند واز امتحان در آيند.و غير از اين داستان، داستان هاي زياد ديگري در تاريخ هست كه اتفاق افتاده و نشان داده كه مردم هنوز آماده ي ظهورنيستند. با زبان، ظهور را مي خواهند‌، ليكن در دل رنگ ديگري دارند. هنگامي كه امتحان پيش مي آيد، حقايق آشكار مي گردد:&lt;BR&gt;« احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا: امنا و هم لا يفتنون؟! ولقد فتنا الذين من قبلهم...»7&lt;BR&gt;يكي از سنت هاي لايتغير خداوند، امتحان است. امتحان كه پيش بيايد، بسياري از مردم مردود مي شوند و بسياري هم تجديد. قبول شده در مرحله ي اول بسيار اندك است. آن چه بر ماست اين است كه: به سوي صلاح حقيقي (نه ادعايي و ريايي) رو آوريم و در همان حال از دعا و استغاثه نكاهيم. انديشه و دلمان، ظهور امام عصر عليه السلام و پيروي از حضرت او باشد تا مگر خداوند منان به دعاي سوخته اي ترحم كندو جهانيان را از سرگرداني و حيرت نجات بخشد. آري، وظيفه ي ما دعا و استغاثه و صلاح و اصلاح است. &lt;BR&gt;در اين باره، مراجعه كنيد به:&lt;BR&gt;ـ مكيال المكارم عليه السلام: 255 ـ 262 &lt;BR&gt;ـ روزگار رهايي: 1 ـ 349.&lt;BR&gt;ـ پيوند معنوي. &lt;BR&gt;ـ معرفت امام عصر عليه السلام 288.&lt;BR&gt;ـ مهر محبوب: 2528 ـ 261.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&lt;B&gt;سوال 3: معروف است كه حضرت مهدي عليه السلام هنگامي خروج مي كند كه گستره ي زمين از ستم و جور آكنده شود تا تمامي اقطار آن را از داد ودادخواهي مملو سازد. اكنون آيا مي توان نتيجه گرفت كه براي ظهور و نزديك تر شدن زمان آن، به جور و فساد كمك كنيم در نتيجه ،‌اگر پر شدن زمين از ستم و جور شرط خروج ايشان است، در آن صورت وظيفه ي منتظر چيست؟ فراهم ساختن آن شرط؟!&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جواب: جمله ي «يملا الارض عدلا كما ملئت جورا» در روايات گوناگوني آمده است. تنها در كتاب شريف بحارالانوار، 31 مورد اين تعبير ،‌با اندكي اختلاف در عبارات، ديده مي شود، اما مضمون و سياق عبارت هيچ يك از روايات، شرط بودن ستم را براي ظهور حكايت نمي كند، بلكه يكي از دو ظرف را بيان مي دارد. ظرف اول، صلاح و تقوي و ظرف دوم، جور و فساد. ظرف چيزي است و شرط چيز ديگر. مثال زير نزديك كننده ي معناي حديث است:&lt;BR&gt;به دوست خود مي گوييم: روز جمعه بعدازظهربه ديدار تو خواهم آمد. آيا معناي جمله اين است كه ديدن، به روز جمعه بستگي دارد و اگر روز جمعه نتوانستم، ديدار تو منتفي است يا معناي سخن اين است كه روز جمعه ظرف ديدار من از توست، نه شرط آن؟ &lt;BR&gt;بنابراين، امكان و احتمال مي رود كه روزي ديگر، ديدار انجام پذيرد و اگرمي خواستيم شرطيت را بيان كنيم، چنين مي گفتيم:« شرط آمدن من فرا رسيدن روز جمعه است»&lt;BR&gt;نكته دوم اين است كه:&lt;BR&gt;ميان آنچه وظيفه ي ماست و آن چه به طور قهري و طبيعي پيش مي آيد تفاوت روشني هست. وظيفه ي انسان ها از نظر اسلام وقرآن و روايات اهل بيت و عقل. پيش گيري از فساد، تربيت و تكامل در طريق بندگي، رعايت تقوي و طهارت و شناخت خداوند ونبوت و امامت و معاد و عمل بر مقتضاي آن اعتقادات است. لذا در بيان وظايف مردم در زمان غيبت و تاكيد بر اين شناخت ها و عمل بدان ها،‌چه بسيار احاديث وارد شده است. &lt;BR&gt;نتيجه اين كه پر شدن زمين از ستم و فساد يكي از دو ظرف ظهور حضرت مهدي عجلالله تعالي فرجه است و نه ظرف منحصر به فرد و نيز نه شرط آن و وظيفه ي ما ايجاد ظرف ديگر يعني صلاح و تقوي است. به بيان ديگر، اين روايات بيانگر وضعيت و جريان عمومي جامعه در زمان ظهور است و روايات انتظار فرج، تعيين كننده ي وظايف فرد منتظر در دوران غيبت است كه فرد منتظر بايد صلاح و اصلاح پيشه كند و هرگز شايسته نيست اين دو دسته مطلب به هم آميخته شود.&lt;BR&gt;در اين مورد، مراجعه فرماييد به:&lt;BR&gt;ـ خورشيد مغرب: 257 ـ 334 (فصل سيزدهم).&lt;BR&gt;ـ پيوند معنوي. &lt;BR&gt;ـ ترجمه مكيال المكارم 2: 165 ـ 613.&lt;BR&gt;ـ معرفت امام عصر عليه السلام.&lt;BR&gt;ـ گفتارهايي پيرامون امام زمان عليه السلام فصل يازدهم.&lt;BR&gt;ـ نجم ثاقب، باب دهم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&lt;B&gt;سوال 4: دوران حكومت حضرت مهدي (عليه السلام) بعد از ظهور چه مقدار است؟ &lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پاسخ: در اينكه مدت حكومت و سلطنت حضرت چند سال است دقيقاً روشن نيست، رواياتي كه در اين مورد وارد شده، مختلف است، زيرا مدت حكومت حضرت در روايات به ترتيب از پنج سال. هفت سال، هشت سال، نه سال، نوزده سال، بيست سال، چهل سال، هفتاد سال و سيصد و نه سال (مقدار توقف اصحاب كهف ) ذكر شده و نمي توان به يكي از اينها يقيناً معتقد شد و اعتماد كرد. &lt;BR&gt;توجيهاتي كه براي روايات ذكرشده، عبارتند از: &lt;BR&gt;1-‌ ممكن است آغاز شكل گرفتن وپياده شدن حكومت آن حضرت پنج سال يا هفت سال ودوران تكاملش چهل سال و دوران نهاييش بيش از سيصد سال باشد.8 &lt;BR&gt;2-‌ شايد پيامبر و ائمه (عليه السلام) عنايتي داشته اند كه مدت كامل آن را مشخص نسازند تا آنها كه هوس امام زماني مي كنند نتوانند مدت ادعاي خود را بر مدت مسلم حيات مهدي (عليه السلام) بعد از ظهور تطبيق كنند، زيرا اگر به طور صريح مثلاًف فرموده باشند، شش سال و قول ديگري در برابر آن نبود جاي اين بود كه مثلاف فرقه ضاله بهايي آن را با ادعاي سيد علي محمد باب تطبيق كنند و غوغايي به راه بياندازند ». 9&lt;BR&gt;با اينكه از سال ادعاي سيد علي محمد باب 1260 تا سال تير باران شدنش 1266، شش سال بود و در مدت حكومت حضرت قول به شش سال وجود ندارد، در عين حال. اصرار دارند كه از روايات وارده استفاده كنند و او را مهدي موعود قلمداد نمايند، چه رسد به اينكه اگر مدتي مشخص بود. &lt;BR&gt;به هر حال، با قطع نظر از روايات اسلامي، مسلم است كه اين همه آوازه ها و مقدمات براي يك دوران كوتاه مدت، مانند پنج يا هفت سال نيم تواند باشد، بلكه قطعاً براي مدتي طولاني است كه ارزش اين همه تحمل زحمت و تلاش و كوشش را داشته باشد، لذا در بعضي از روايات از امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه مدت حكومت حضرت هفت سال است، اما هر سال آن برابر ده سال شماست ؛ يعني مدت حكومت هفتاد سال است.10 از اينجا معلوم مي شود كه عنايتي در كار بوده كه مدت حكومت درست مشخص نشود. اما اينكه مدت كوتاهي باشد، شايد قابل قبول نباشد. &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.mobin-group.com/image/reg/images/4060untitled_resize.jpg&quot; border=1&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&lt;B&gt;سوال 5: پيروزي حضرت مهدي بر سلاحهاي مخرب و اتمي چگونه ميسر است؟ به تعبير ديگر، آن حضرت در برابر اين سلاحهاي مخوف و خطرناك چگونه مانند جدش با شمشير قيام خواهد كرد؟ چگونه با سلاحهاي قديم مانند شمشير و غيره با ارتش هاي دنياي آن روز جهاد مي كند؟ آيا مي توان تصور كرد كه كسي بتواند به وسيله شمشير با سلاحهاي اتمي و بمب هاي ئيدروژني و امثال آن به جنگ بپردازد و پيروز شود؟ &lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پاسخ: اولاً، مقصود از خروج با شمشير كه در روايات به آنها اشاره شده، مأموريت به جهاد وتوسل به اسلحه براي اعلاي كلمه حق است، زيرا شمشير سمبل مبارزه و جنگ است، نه آنكه موضوعيت داشته باشد. &lt;BR&gt;بنابراين، قيام با شمشير، كنايه از قيام با اسلحه و پيكار و جهاد و تعيين نوع مأموريت آن حضرت است و اينكه آن حضرت مأمور به مصالحه با كفار نيست. بديهي است كه حضرت با هر اسلحه اي كه لازم باشد با كفار و ستمگران جهاد مي كند و از هر گونه اسلحه اي كه در زمان ظهور آن حضرت متداول باشد. استفاده مي نمايد. &lt;BR&gt;ثانياً، از كجا كه در زمان ظهور آن حضرت، اين اسلحه هاي مهيب در اختيار بشر باقي باشد. زيرا ممكن است كه در اثر حوادث و‌آشوبها و انقلابات شديد و جنگهاي خانماسوز جهاني كه پيش از ظهور آن حضرت واقع مي شود، اين اسلحه هاي جهنمي معدوم شود. &lt;BR&gt;يكي از اموريكه در احاديث از آن خبر داده شده، جنگهاي جهان گيري است كه در اثر آن بيشتر نقاط زمين از سكنه خالي شده و شهرها ويران مي شود و دراثر آن جنگها قهراً اين نوع سلاحها نابود مي گردند. &lt;BR&gt;ثالثاً، جنگها و كشتارهاي بي رحمانه و بكارگيري سلاحهاي اين چنيني نتيجه جهل و ضلالت و بي خردي بشر است كه در عصر ظهور عقل مردم كامل مي شود و بر فرض هم كه سلاحهاي مخرب در اختياز داشته باشند، آن را عليه يكديگر بكار نمي گيرند و نيروهايي كه بايد آن سلاحها را بكار گيرند، به حقانيت حضرت پي مي برند، هر چند كه سردمدارنشان دستور بكارگيري آن سلاحها را بكار گيرند، به حقانيت حضرت پي مي برند، هر چند كه سردمدارانشان دستور بكارگيري آن سلاحها را صادر مي كنند، ولي آنان اجرا نمي كنند. اگر در بيست سال قبل از انقلاب اسلامي درايران به رهبري امام خميني (ره) كسي خبر مي داد كه رهبري انقلاب اسلامي در ايران به رهبري امام خميني (ره) كسي خبر مي داد كه رهبري انقلاب بر شاه و ارتش تا دندان مسلح او پيروز مي شود، در حالي كه كمترين سلاح روز را در اختيار ندارد، براي مردم قابل پذيرش نبود، ولي همگان ديديد كه ارتش و نيروهاي مسلح طاغوت از فرمان فرمانده سرپيچي كرده و سلاحها را عليه انقلابيون بكار نگرفتند و طرفداران انقلاب با دست خالي و باشعار الله اكبر، بر ارتش قوي پنجه شاه پيروز شدند، به تعبير بهتر، مردم ارتش را تسخير كردند، نه تسليم ؛ يعني امام و رعيت آنچنان برخورد مي كردند كه دستها توان اينكه روي ماشه تفنگ ها برود نداشت و سربازها از پادگانها فرار مي كردند و خلبانان اعلام وفا داري نمودند و جز اندكي از نيروها كه وفادار مانده بودند، اكثريت به ملت پيوستند. در زمان ظهور حضرت نيز علاوه بر تأييدات رباني و كمكهاي عالم بالا و به ياري آمدن ملائكه، به طور طبيعي نيز پيشرفتها حاصل است. اين است كه سخني در بين مردم رايج است كه در عصر حضرت سلاحها از كار مي افتد، يعني سلاحها اساساً به كار گرفته نخواهد شد تا تخريب نمايد و يا كسي را نابود نمايد و آن مقدار هم كه بكار گرفته مي شود، حضرت نيز درمقابل آن توان مقابله را دارد و در اثر پيشرفتهاي سريعي كه نصيب حضرت مي شود، بسياري از اين سلاحها و نيروهاي بكارگيرنده آن در اختيار حضرت قرار مي گيرند. بنابراين، پيروزي حضرت امري طبيعي و عادي است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&lt;B&gt;سوال 6: تسخير جهان با ياران اندك چگونه ممكن است؟ چگونه حضرت مهدي با 313 نفر بر حدود شش مليارد انسان عالم پيروز مي شود؟ آيا اين همه انسانها از آداب و سنن و اخلاقشان دست بر مي دارند؟ آيا غلبه آن حضرت به طور اعجاز و خرق عادت است يا آنكه با ملاحظه اسباب و علل وعوامل ظاهري نيز غلبه و پيروزي آن جناب ممكن است؟&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پاسخ: بر حسب روايات وارده تعداد نيروهاي حضرت منحصر در 313 نفر نيست، بلكه آنان ياران مخصوص حضرت هستند و تا نيروهاي حضرت به ده هزار نفر نرسد، آغاز به جنگ نخواهد كرد11 و علي الدوام به تعداد نيروهاي حضرت افزوده خواهد شد. &lt;BR&gt;اما غلبه حضرت بر عالم هم ممكن است از طريق اعجاز باشد و هم ممكن است از طريق عايد صورت گيرد و هم ممكن است به هر دو طريق باشد. چنانكه براي پيامبر (عليه السلام) اين چنين بود. &lt;BR&gt;اما از طريق اعجاز حصول چنين غلبه مطلقي براي آن حضرت طبق خواست خداي سبحان امري ممكن ومعقول است و با وعده هاي صريح و بشارتهاي حتمي كه در قرآن مجيد آمده بدون شبهه حاصل خواهد شد. خداوند بنابر مصداق «كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره باذن الله »12، آن حضرت و ياران محدودش را كه از بندگان شايسته خدا هستند بر تمام ملل غالب و حاكم كرده و او را وارث زمين قرار خواهد داد. &lt;BR&gt;اما از طريق علل و اسباب عادي و ظاهري هم حصول چنين فتح و غلبه اي و تشكيل آن حكومت واحد جهاني ممكن و عملي خواهد بود، زيرا آن حضرت در موقعي ظهور مي كند كه اوضاع و احوال اجتماعي، اخلاقي و سياسي كاملاً مساعد باشد. درآن موقع، همه ملل از مدنيت معنوي و اخلاقي محروم و دشمني و كينه توزي و ظلم و تجاوز همه را نسبت به يكديگر بدبين و از هم جدا ساخته و اتحاد و وحدت و همفكري و همكاري به كلي از ميان بشر رخت بربسته و از اينكه كسي بتواند بدون امدادهاي غيبي جامعه را رهبري كند، مأيوس مي شوند. خلاصه همه با هم در مبارزه و جنگ عليه يكديگر و همه ازوضع موجود ناراضي اند و از مكتبهاي مختلف كه عرضه مي شود نااميد بوده و منتظر تغيير رژيم و انقلاب و عوض شدن اوضاع و كنار رفتن زمامداران خدا نشناس و برداشته شدن مرزها و القاي تجزيه ها و تقسيمها هستند. &lt;BR&gt;در چنين شرايطي حضرت مهدي (عليه السلام) و اصحابش با نيروي ايمان و اخلاق حسنه و با نجات بخش ترين برنامه هاي عمراني و اقتصادي و عدالت اجتماعي براي انقلاب و دعوت به قرآن و اسلام، قدم به ميدان مي گذارند و آن نهضت الهي و دعوت روحاني را شروع مي كنند. &lt;BR&gt;معلوم است كه اين جمعيت با آن برنامه ها و وضع كار، در آن دنياي پرآشوب و غرق در توفان گرفتاريها و فشارها، دلها را به خود متوجه كرده و فاتح و پيروز وموفق مي شوند و هيچ نيرويي نمي تواند در برابر آنها مقاومت كند. چنانكه در صدر اسلام هنگام ظهور حضرت محمد (صل الله عليه و اله) نيز وضع اين چنين بود ومردم خسته از آداب و رسوم غلط و به ستون آمده از ستم اربابان و ملوك با شنيدن صداي حق و عدالت لبيك گويان تسليم شدند و اسلام در كمترين زمان ممكن كسراي ايران و قيصر روم را درهم كوبيد. &lt;BR&gt;به هر حال، وضع امام عصر نيز اين چنين است ؛ يعني اغلب مردم با اراده و اختيار خود و با درك و شعوري كه دارند به حقانيت حضرت پي مي برند و تسليم او مي شوند، لذا پيروزي بر عالميان هم از لحاظ عادي و طبيعي و هم از لحاظ غير مادي و اعجاز ميسر است و منعي ندارد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&lt;B&gt;سوال 7: منظور از آيين جديد چيست كه در روايات وارد شده است وقتي امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) ظهور كرد، به امر جديد مي آيد و دستوراتش جديد است و كتاب جديد و سنت جديد دارد؟ مگر او پيامبر است كه آيين جديد دارد آيا دستورات او ناسخ دستور پيامبر است؟ &lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پاسخ: در مورد دستورات و‌آيين حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) دو دسته روايات وارد شده است: يك دسته منشأ پيدايش اين فكر شده كه حضرت داراي آيين جديدي است، لذا مناسب اين است كه نخست به اين دسته از روايات اشاره كنيم، سپس به ديگر از روايات مي پردازيم. ابتدا به اين پرسش پاسخ مي‌گوييم: دسته اول، رواياتي است كه منشأ توهم دين جديد شده است و آنها عبارتند از: &lt;BR&gt;1-‌از امام صادق (عليه السلام) از سيره حضرت مهدي (عليه السلام) سوال شد، حضرت فرمود:« يصنع ما صنع رسول الله، يهدم ما كان قبله كما هدم رسول الله امر الجاهليه و يستأنف الاسلام جديداً13 ؛ همان كاري را كه رسول خدا (صل الله عليه و اله) انجام داد، مهدي انجام مي دهد. بد عتهاي موجود را خراب مي كند، چنانكه رسول خدا (صل الله عليه و اله) اساس جاهليت را منهدم نمود، آنگاه اسلام را از نو بنا مي كند ». &lt;BR&gt;2-‌ شخصي به نام ابو خديجه از حضرت صادق (عليه السلام) نقل مي كند كه حضرت فرمود:« اذا خرج القائم جاء بامر جديد كما دعا رسول الله في بدء الاسلام الي امر جديد14 ؛ هنگامي كه قائم ظهور كرد با امرجديد خواهد آمد، چنانكه رسول خدا در آغاز اسلام مردم را به امر جديد دعوت مي كرد ». &lt;BR&gt;3-‌ در حديثي ديگر امام صادق (عليه السلام) فرمود:« اذا خرج القائم يقوم بامر جديد وكتاب جديد و سنه جديد و قضا جديد...15 ؛ هنگامي كه قائم ظهور كند با امر جديد و كتاب و رفتار وقضاوت جديد ظهور مي نمايد...» &lt;BR&gt;روايات ديگري كه با اين نوع روايات هماهنگ هستند از آنها استفاده مي شود كه حضرت مهدي (عليه السلام) با دين جديد مي آيد، در حالي كه اين چنين نيست و حضرت مروج دين جدش پيامبر اسلام است. كه روايات دسته دوم دال بر آن است كه ذيلاً به آنها اشاره مي شود: &lt;BR&gt;1-‌ ابو سعيد خدري از رسول خدا (صل الله عليه و اله) روايت مي كند كه حضرت فرمود: « يخرج رجل من اهلبيتي و يعمل بسنتي 16؛ يكي از اهل بيت من قيام مي كند و به سنت و روش من عمل مي كند ». &lt;BR&gt;2- قال رسول الله (صل الله عليه و اله): القائم من ولدي اسمه اسمي و كنيته كنيتي و شمائله شمائلي و سنته سنتي يقيم الناس علي طاعتي و شريعتي و يدعوهم الي كتاب ربي17 ؛ پيامبر (صل الله عليه و اله) فرمود: قائم از فرزندان من، همنام و هم كنيه من است، شمايل و رفتارش، شمايل و رفتار من است و مردم را به اطلاعت من و دين من وادار مي نمايد و به قرآن دعوتشان مي كند ». &lt;BR&gt;3-‌ رسول خدا در ضمن حديثي ديگر فرمود: «و ان الثاني عشر من ولدي يغيب حتي لا يري و ياتي علي امين بزمن لا يبقي من الاسلام الا اسمه و لا يبقي من القرآن الا اسمه فحينئذ يأذن الله تبارك و تعالي بالخروج فيظهر الله الاسلام به ويجدده18 ؛ دوازدهمي از فرزندانم به طوري غايب مي شود كه اصلاً ديده نمي شود.زماني خواهد آمد كه از اسلام جز اسمي و از قرآن جز رسم و اثري باقي نمي ماند، در آن هنگام خدا به وي اجازه نهضت مي دهد و به وسيله او اسلام راتقويت كرده، تجديدش ميكند ». &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#800000&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;---------------------------------------&lt;BR&gt;1-ر.ک.منتخب الاثر : 496، ح8.&lt;BR&gt;2-يوسف(12):87 ( لا تياسوا من روح الله ).&lt;BR&gt;3-آل عمران(3): 200.&lt;BR&gt;4-المحجه: 52.&lt;BR&gt;5-منتخب الاثر: 497،ح9.&lt;BR&gt;6-شرط خوب بودن خوبي ، کاملا وارسته بودن واز«خود» بيرون آمدن است.عمل حسود پذيرفته نيست، چون خود را بر ديگران ترجيح مي دهد . از متکبر نيز عبادت پذيرفته نمي شود ، زيرا در کنار کبرياي مطلق از خود دم زده است . به همين ترتيب ، بخيل و سنگ دل و تندخو و رياکار و... و بالاخره خودپسند-که کارهاي خوبش به چشمش مي آيد- وزنه اي براي سنجش در ترازوي دقيق الاهي ندارند . بنابراين ، چند کارخوب و خير سراغ مي توان کرد که از همه اين شائبه ها دور و تنها و تنها براي خدا – که ذات جامع همه ي خوبي هاست-انجام شود ؟!! ( ويراستار)&lt;BR&gt;7-عنکبوت (29) : 3و4.&lt;BR&gt;8-مهدي انقلابي بزرگ، ص314.&lt;BR&gt;9-مهدي موعود،پاورقي ص1241.&lt;BR&gt;10-مهدي موعود ،ص1080.&lt;BR&gt;11-منتخب الاثر ، ص475و476.&lt;BR&gt;12-بقره(2) ، آيه 249.&lt;BR&gt;13-بحار ، ج52، ص 352.&lt;BR&gt;14-اثبات الهدي ، ج7، ص110.&lt;BR&gt;15-همان ، ص 83.&lt;BR&gt;16-بحار ، ج51 ، ص82.&lt;BR&gt;17-اثبات الهدي ، ج7 ، ص52.&lt;BR&gt;18-منتخب الاثر ، ص98.&lt;BR&gt;19-بحار ، ج52، ص347.&lt;BR&gt;20-عقدالدرر،ص96.&lt;BR&gt;21-همان ، ص98، فصل اول از باب چهارم.&lt;BR&gt;22-بحار ، ج 52 ، ص 207.&lt;BR&gt;23-اصول کافي ، ج1، ص271.&lt;BR&gt;24-بحار ، ج 52، ص 389.&lt;BR&gt;25-همان ، ص 311.&lt;BR&gt;26-اصول کافي ، ج1 ، کتاب الحجه باب ان الائمه لم يفعلو شيئا و لا يفعلون الا بعهد من الله و امر منه ، حديث 2.&lt;BR&gt;27-بحار ، ج52 ، ص376و381.&lt;BR&gt;28-غيبت نعماني ، ص125.&lt;BR&gt;29-بحار ، ج52، ص340.&lt;BR&gt;30-همان ، ص390.&lt;BR&gt;31-همان ، ص340. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://tangna.ParsiBlog.com/Posts/106/%da%86%d9%86%d8%af+%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84+%d8%af%d8%b1+%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af+%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%ab+%d8%b8%d9%87%d9%88%d8%b1+%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa+%d9%85%d9%87%d8%af%d9%8a+(%d8%b9%d8%ac)/" title="چند سوال در مورد مباحث ظهور حضرت مهدي (عج)" type="text/html" />
<author><name>يك دوست</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:tangna.ParsiBlog.com/Posts/105/%d9%be%d8%a7%d9%8a%d8%aa%d8%ae%d8%aa+%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%d9%8a%d9%86+%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa+%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/</id>
<updated>Sat, 29 Nov 2008 10:14:00 GMT</updated>
<title type="text">پايتخت بزرگترين دولت جهان</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=justify&gt;&lt;IMG height=247 src=&quot;http://www.mobin-group.com/image/reg/images/4579kq1ftsifof.jpg&quot; width=330 border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بنا بر گزارش‌هاي مشهور تاريخي شهر کوفه در سال هفدهم هجري با انتخاب سلمان و حذيفه ساخته شد ليکن بنا بر روايات متعدد اين منطقه قدمتي به عمر بشريت دارد و حتي بنا بر برخي روايات، مسجد جامع کوفه منزل پيامبراني چون حضرت آدم و نوح بوده است.&lt;BR&gt;&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;پس از اسلام، پايتختي اين شهر در دورة اميرالمؤمنين(ع) جايگاهي ممتازتر از پيش يافت. پس از آن در دورة امام مجتبي(ع) و خصوصاً شهادت سيّدالشهداء(ع) در کانون توجهات قرار گرفت. در طول سال‌هاي پس از آن تا ظهور امام عصر(ع) همواره محلّ سکونت، اجتماع و توجه شيعيان بوده است. &lt;BR&gt;رسول‌ اكرم(ص) در حديثي طولاني‌ خطاب‌ به اميرمؤ‌منان(ع) فرمودند: «خداوند ولايت‌ تو را به‌ آسمان‌ها عرضه‌ نمود، آسمان‌ هفتم‌ سبقت‌ جست، پس‌ آن‌ را با عرش‌ زينت‌ بخشيد... آنگاه‌ كوفه‌ سبقت‌ جست، پس‌ آن‌ را با وجود تو زينت‌ بخشيد».1&lt;BR&gt;امير مؤ‌منان(ع) در مورد پيوند ناگسستني‌ خود با كوفه‌ مي‌فرمايد: «اينجا شهر ما، جايگاه‌ ما و اقامتگاه‌ شيعيان‌ ماست».2 &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot; color=#333300&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: 700; BACKGROUND-COLOR: #99cc00&quot;&gt;کوفه در آخرالزمان&lt;BR&gt;پايتخت‌ دولت‌ كريمه‌ مهدي موعود(ع)&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;بنابرروايات متعدد، کوفه در آخرالزمان، پايتخت‌ دولت‌ كريمه‌ مهدي موعود خواهد شد و تمام مردم دنيا به اين شهر روي خواهند نمود. از امام‌ جعفر صادق(ع) پرسيدند: محلّ اقامت‌ حضرت‌ مهدي(عج) و محلّ اجتماع‌ مؤ‌منان‌ در هنگام‌ ظهور كجا خواهد بود؟ فرمودند: &lt;BR&gt;«مركز حكومتش‌ كوفه، مركز قضاوت‌ و دادرسي‌اش‌ مسجد اعظم‌ كوفه، ستاد بيت‌المال‌ و محل‌ تقسيم‌ غنايم‌ مسلمانان‌ مسجد سهله، محلّ‌ مناجات‌ و خلوتش‌ تپه‌هاي‌ سپيد غريّين‌ (نجف‌ اشرف) مي‌باشد».3 &lt;BR&gt;امام‌ باقر(ع)‌ در اين‌ رابطه‌ مي‌فرمايد: «گويي‌ قائم(ع) را به‌ چشم‌ خود مي‌بينم‌ كه‌ با پنج هزار فرشته، از مكه‌ به‌ سوي‌ نجفِ كوفه‌ رفته، جبرئيل‌ در طرف‌ راست‌، ميكائيل‌ در طرف‌ چپ‌ و مؤ‌منان‌ در پيش‌ روي‌ آن‌ حضرت‌ قرار دارند. از آنجا سپاهيانش‌ را به‌ سوي‌ كشورها گسيل‌ مي‌دارد».4&lt;BR&gt;ايشان در حديث ديگري فرمودند: «در حالي كه سه پرچم در كوفه به شدّت‌ درگير است، او وارد كوفه مي‌شود. پس‌ كوفه‌ براي‌ او مسخّر مي‌شود. او وارد كوفه‌ شده‌، بر فراز منبرش‌ قرار گرفته، به‌ ايراد خطبه‌ مي‌پردازد مردم‌ آن‌قدر اشك شوق‌ مي‌ريزند كه‌ متوجّه‌ سخنان‌ او نمي‌شوند».5&lt;BR&gt;اميرمؤمنان‌ در ضمن‌ يك‌ حديث‌ طولاني‌ مي‌فرمايد: «آنگاه‌ به‌ سوي‌ كوفه‌ روي‌ مي‌آورد و اقامتگاهش‌ را در آنجا قرار مي‌دهد».6&lt;BR&gt;و در فراز ديگري‌ از اين‌ حديث‌ مي‌فرمايد: «او و اهل‌بيتش‌ در رُحبَه سكونت‌ مي‌كنند... رُحبه اقامتگاه‌ حضرت‌ نوح‌(ع) بود. آنجا سرزمين‌ پاكيزه‌اي‌ است‌ و هرگز هيچ‌يك‌ از آل‌ محمد(ع) جز در يك‌ سرزمين‌ مقدس‌ سكني‌ نمي‌كنند و جز در يك‌ سرزمين‌ پاك‌ و پاكيزه‌ به‌ شهادت‌ نمي‌رسند».7&lt;BR&gt;چند ماه بعد از حملة آمريکا به عراق، جمعي از دانشگاهيان عراقي براي بازديد و مذاکرات علمي به تهران آمده بودند. بعضي از استادان دانشگاهي که اشغالگران آمريکايي از آنان بازجويي کرده بودند، تعريف مي‌کردند: بخشي از سؤالات بازجوها با اين محتوا بوده که گفته شده کوفه و مسجد کوفه پايتخت امام زمان شماست؛ آيا الآن در آنجا دفتر و دستگاهي دارد، سامان‌دهي نيروهاي او در حال حاضر چگونه پيگيري مي‌شود و سؤالاتي از اين دست که از وجود اطلاعات جامع و دقيقي دربارة امام عصر(ع) نزد آنان حکايت مي‌کرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#333300&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; BACKGROUND-COLOR: #99cc00&quot;&gt;گستره مكاني‌ كوفه‌ پس از ظهور&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;هنگامي‌ كه‌ حضرت مهدي(ع) حكومت‌ واحد جهاني‌ را بر اساس‌ عدالت‌ و آزادي‌ بنياد نهاده، كوفه‌ را به‌ عنوان‌ پايتخت‌ دولت‌ كريمه‌ قرار دهد، قطر آن‌ به‌ 54 ميل‌ (در حدود 110 كيلومتر) خواهد رسيد.8&lt;BR&gt;امام‌ صادق(ع) در اين‌ رابطه‌ فرمودند: «چون‌ قائم‌ آل‌محمد(ع) قيام‌ كند، در پشت‌ كوفه‌ (نجف‌ اشرف) مسجدي‌ بنا مي‌نهد كه‌ داراي‌ هزار در‌ است و خانه‌هاي‌ اهل‌ كوفه‌ به‌ دو نهر كربلا متصل‌ مي‌شود».9&lt;BR&gt;وقتي‌ کوفه به‌ صورت‌ پايتخت‌ دولت‌ كريمه‌ درآيد، همة مؤ‌منان‌ در آن‌ گرد آيند؛ چنان‌كه‌ در احاديث‌ فراوان‌ به‌ آن‌ تصريح‌ شده‌ است:&lt;BR&gt;«براي‌ مردمان‌ روزي‌ فرا مي‌رسد كه‌ هيچ‌ مؤ‌مني‌ نباشد، جز اينكه‌ در كوفه‌ باشد و يا دلش‌ به‌ سوي‌ آن‌ پر كشد».10&lt;BR&gt;«قيامت‌ برپا نشود جز اينكه‌ همه مؤ‌منان‌ در كوفه‌ گرد آيند».11&lt;BR&gt;اين روايات با توجه‌ به‌ آمار انسان‌ها، طول‌ مدت‌ حكومت‌ حق‌ و گسترة حكومت‌ آن‌ حضرت‌ به‌ شرق‌ و غرب‌ جهان، گرد آمدن‌ همة مؤ‌منان‌ در پايتخت، از وسعت‌ شكوهمند بي‌نظير شهر كوفه‌ در عصر ظهور حكايت‌ مي‌كند.&lt;BR&gt;از روايات‌ رجعت‌ استفاده‌ مي‌شود كه‌ پايتخت‌ دولت‌ كريمه خاندان‌ وحي‌ در دوران‌ رجعت‌ نيز شهر كوفه‌ خواهد بود، مفضّل‌ در ضمن‌ يك‌ حديث‌ بسيار طولا‌ني‌ از امام‌ صادق(ع) در زمينة رجعت‌ سالار شهيدان‌ نقل‌ مي‌كند كه‌ فرمود: &lt;BR&gt;«امام‌ حسين(ع) با اين‌ علم‌ها و لشكرها حركت‌ نموده، وارد كوفه‌ مي‌شود. آن‌ روز بيشتر مردمان‌ در آنجا گرد آمده‌اند، پس‌ كوفه‌ را سور دفاعي‌ و مركز فرماندهي‌ خود قرار مي‌دهد.12&lt;BR&gt;در حديث‌ ديگري‌ از رجعت‌هاي‌ مختلف‌ امير مؤ‌منان، از جمله‌ در عهد فرمانروايي‌ امام‌ حسين(ع) و ديدارش‌ با اصحاب‌ صفين‌ در همان‌ محل‌ صفين، وحضور يكصد هزار نفر از اصحاب، كه‌ سي‌ هزار نفرشان‌ از كوفه‌ مي‌باشند، سخن‌ رفته‌ است.13 پايتخت‌ امير مؤ‌منان(ع) نيز در دوران‌ رجعت، نجف‌ اشرف‌ (ظهر كوفه) خواهد بود.14&lt;BR&gt;لازم به ذکر است پيامبران‌ فراواني‌ در نجف‌ و كوفه‌ مدفون‌ هستند، از جمله‌ حضرت‌ آدم‌ و حضرت‌ نوح، كه‌ در داخل‌ ضريح‌ مقدس‌ امير مؤ‌منان(ع) مدفون‌ مي‌باشند.15&lt;BR&gt;در پيشگويي‌هاي‌ پيشوايان‌ معصوم‌(ع) احاديث‌ فراواني‌ دربارة كوفه‌ در آستانة ظهور آمده‌ است‌؛ از آن جمله: &lt;BR&gt;ـ هنگامي‌ كه‌ شكافي‌ در فرات‌ پديد آيد و آب‌ فرات‌ به‌ كوچه‌هاي‌ كوفه‌ برسد، شيعيان‌ آمادة ظهور باشند.16&lt;BR&gt;ـ اي‌ جابر، چگونه‌ ممكن‌ است‌ ـ امر ظهور ـ واقع‌ شود، در حالي‌ كه‌ كشت‌ و كشتار فراوان‌ در ميان‌ حيره‌ و كوفه‌ رخ‌ نداده‌ است.17&lt;BR&gt;ـ هنگامي‌ كه‌ در حجازتان‌ آتش‌ پديد آمد و آب‌ در نجفتان‌ روان‌ گرديد، ظهور قائم(عج) خود را اميدوار باشيد.18&lt;BR&gt;ـ هنگامي‌ كه‌ اين‌ نجف‌ شما را سيل‌ و باران‌ فرا گيرد و در سنگ‌ها و سنگ‌ريزه‌ها آتش‌ پديدار گردد، ظهور قائم‌ خود را اميدوار باشيد.19&lt;BR&gt;سپاه‌ سفياني‌ وارد كوفه‌ مي‌شوند و احدي‌ را فروگذار نمي‌شوند جز اينكه‌ به‌ قتل‌ مي‌رسانند.20&lt;BR&gt;ـ صد و سي‌ هزار نفر به‌ سوي‌ كوفه‌ گسيل‌ مي‌دارد، كه‌ در رَوحاء و فاروُق‌ فرود مي‌آيند، شصت‌ هزار نفر از آنها وارد كوفه‌ شده، در نخيله‌ ـ در كنار قبر حضرت‌ هود ـ مستقر مي‌شوند و در روز عيد تهاجم‌ مي‌كنند.21&lt;BR&gt;سفياني‌ و همراهانش‌ خروج‌ كرده، هدفي‌ جز كشتن‌ آل‌ محمد و شيعيان‌ آنها را در سر نمي‌پرورانند. پس‌ لشكري‌ را به‌ سوي‌ كوفه‌ مي‌فرستد، پس‌ گروهي‌ از شيعيان‌ اهل‌بيت‌ را به‌ قتل‌ مي‌رسانند و به‌ دار مي‌آويزند.22&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;----------------------------------&lt;BR&gt;منبع:&lt;BR&gt;ماهنامه موعود شماره 93&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پي‌نوشت‌ها: &lt;BR&gt;1. بحارالانوار، ج 27، ص 262؛ ج 60، ص 212. &lt;BR&gt;2. تاريخ کوفه، ص 63. &lt;BR&gt;3. بحارالانوار، ج 53، ص 11؛ حليـ[الابرار، ج 5، ص 384. &lt;BR&gt;4. الارشاد، ج 2، ص 379. &lt;BR&gt;5. الارشاد، ج 2، ص 380؛ الغيبـ[ طوسي، ص 469. &lt;BR&gt;6. تفسير عياشي، ج 1، ص 165. &lt;BR&gt;7. تفسير عياشي، ج 1، ص 166. &lt;BR&gt;8. بحارالانوار، مجلسي، ج 53، ص 12. &lt;BR&gt;9. الارشاد، مفيد، ج 2، ص 380. &lt;BR&gt;10. رجال کشي، ص 24؛ خصائص الائمه شريف رضي، ص 36. &lt;BR&gt;11. الغيبـ[ طوسي، ص 451. &lt;BR&gt;12. مختصرالبصائر، ص 189؛ بحارالانوار، ج 53، ص 35. &lt;BR&gt;13. بحارالانوار، ج 53، ص 74. &lt;BR&gt;14. مختصر البصائر، ص 190. &lt;BR&gt;15. وسائل الشيعه، ج 14، ص 384؛ ستدرک الوسائل، ج 2، ص 314؛&lt;BR&gt;ج 10، ص 219. &lt;BR&gt;16. الصراط المستقيم، ج 2، ص 258. &lt;BR&gt;17. الارشاد، ج 2، ص 374؛ غيبت طوسي، ص 445؛ بحارالانوار، ج 52، ص 209.&lt;BR&gt;18. الصراط المستقيم، ج 2، ص 258. &lt;BR&gt;19. همان، ص 259. &lt;BR&gt;20. اليقين، ص 423؛ بحارالانوار، ج 52، ص 219. &lt;BR&gt;21. بحارالانوار، ج 52، ص 273؛ ج 53، ص 83. &lt;BR&gt;22. تفسير العياشي، ج 1، ص 163؛ بحارالانوار، ج 52، ص 222.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://tangna.ParsiBlog.com/Posts/105/%d9%be%d8%a7%d9%8a%d8%aa%d8%ae%d8%aa+%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%d9%8a%d9%86+%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa+%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/" title="پايتخت بزرگترين دولت جهان" type="text/html" />
<author><name>يك دوست</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:tangna.ParsiBlog.com/Posts/104/%d9%85%d8%ad%d9%84+%d8%a7%d9%82%d8%a7%d9%85%d8%aa+%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85+%d8%b9%d8%b5%d8%b1(%d8%b9)/</id>
<updated>Sun, 23 Nov 2008 17:05:00 GMT</updated>
<title type="text">محل اقامت امام عصر(ع)</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG height=233 src=&quot;http://www.mobin-group.com/image/reg/images/7774YaMahdi03_resize.jpg&quot; width=330 border=1&gt;&lt;BR&gt;«طيبه» يكي از نام‏هاي مدينه طيبه است. اين روايت دلالت مي‏كند كه آن حضرت‏(ع) غالباً در اين شهر و در حوالي آن است. همچنين دلالت مي‏كند كه همواره با ايشان سي نفر از ياران خاصشان هستند و اگر يكي از آنها بميرد، كس ديگري جاي‏گزين او مي‏شود.&lt;BR&gt;موضوع محل اقامت و سكوت امام مهدي‏(ع) در زمان غيبت از جمله موضوع‏هايي است كه ذهن بسياري از مردم را به خود مشغول داشته است و معمولاً در مجالس و محافل مهدوي مورد پرسش قرار مي‏گيرد.&lt;BR&gt;&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;پيش از پاسخ‏گويي به اين پرسش يادآوري اين نكته ضروري است كه براي غيبت امام مهدي‏(ع) دو معنا قابل تصور است:&lt;BR&gt;نخست ناپيدا بودن امام؛ يعني اينكه آن حضرت در دوران غيبت از نظر جسمي از ديدگان مردم به دور است و و اگر چه آن حضرت مردم را مي‏بيند و از حال آنها باخبر مي‏شود، ولي كسي توان ديدن ايشان را ندارد.&lt;BR&gt;دوم، ناشناس بودن امام: در اين فرض آن حضرت در طول زمان غيبت در ميان مسلمانان حضور مي‏يابد و با آنها مواجه مي‏شود، ولي كسي او را نمي‏شناسد و به هويت واقعي‏اش پي نمي‏برد.1&lt;BR&gt;بحث از محل اقامت و سكونت امام مهدي‏(ع) در زمان غيبت اگر چه در هر دو فرض مطرح مي‏شود، ولي به نظر مي‏رسد در فرض دوم اين موضوع كمتر جاي بحث دارد و آن حضرت با مخفي داشتن هويت خود در هر كجا كه بخواهد مي‏تواند زندگي كند.&lt;BR&gt;در زمينه محل اقامت امام مهدي‏(ع)، روايت‏هاي گوناگوني وجود دارد كه با توجه به آنها محل‏هاي احتمالي اقامت آن حضرت را مي‏توان به سه دسته تقسيم كرد:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336600&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #99cc00&quot;&gt;1. محل‏هاي دور دست و ناآشنا&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;برخي از روايات، محل خاصي را براي اقامت امام مهدي‏(ع) تعيين نمي‏كنند و جايگاه ايشان را در بيابان‏ها و كوه‏ها، مكان‏هاي دوردست و محل‏هايي مي‏دانند كه هيچ كس از آن آگاهي ندارد. از جمله در روايتي كه از خود آن حضرت نقل شده است، ايشان خطاب به علي بن مهزيار مي‏فرمايد:&lt;BR&gt;«اي پسر مهزيار! پدرم ابو محمد از من پيمان گرفت كه هرگز با قومي كه خداوند بر آنها خشم گرفته، آنها را لعنت كرده، براي آنها در دنيا و آخرت، بيچارگي رقم خورده و عذابي دردناك در انتظار آنان است، هم‏نشين نباشم و به من دستور داد كه براي اقامت، كوه‏هاي سخت و سرزمين‏هاي خشك و دور دست را برگزينم».2&lt;BR&gt;همچنين آن حضرت در توقيع شريفي كه خطاب به شيخ مفيد صادر شده است، در اين زمينه مي‏فرمايد:&lt;BR&gt;«ما براساس آنچه خداي تعالي براي ما و شيعيان مؤمن‏مان مصلحت ديده، تا زماني كه دولت دنيا از آن فاسقان است، در سرزمين‏هاي دوردستي كه از جايگاه ستمگران دور است، سكنا گزيده‏ايم، ولي از آنچه بر شما مي‏گذرد، آگاهيم و هيچ يك از اخبار شما بر ما پوشيده نمي‏ماند».3&lt;BR&gt;در روايتي كه از امام صادق‏(ع) نقل شده است، آن حضرت، جايگاه امام مهدي‏(ع) را جايي ناشناس معرفي مي‏كند كه جز معدود افرادي از آن آگاهي ندارند:&lt;BR&gt;«و هيچ‏كس از دوست و بيگانه از جايگاهش آگاهي نمي‏يابد مگر همان خدمت‏گزاري كه به كارهاي او مي‏رسد».4&lt;BR&gt;اين‏گونه روايات گوياي آن است كه امام مهدي‏(ع) بر اساس امر الهي، در مكان‏هايي ناشناخته، دور از دست‏رس، به دور از شهرها و آبادي‏ها زندگي مي‏كند و از محل اقامت آن حضرت آگاه نيست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336600&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #99cc00&quot;&gt;2. محل‏هاي خاص و شناخته شده&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;در برخي روايات، از مكان‏هايي خاص به عنوان اقامت‏گاه امام مهدي‏(ع) در دوران غيبت ياد شده است كه از آن جمله مي‏توان به موارد زير اشاره كرد:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;الف) مدينه&lt;BR&gt;در برخي روايات، از مدينه منوره به عنوان محل اقامت امام عصر(ع) ياد شده است. در روايتي كه از امام محمد باقر(ع) نقل شده است، در اين زمينه چنين مي‏خوانيم:&lt;BR&gt;صاحب اين امر ناگزير از كناره‏گيري است و او در [زمان] كناره‏گيري خود ناگزير از [داشتن] نيرو و تواني است. او با وجود آن سي نفر هيچ هراسي ندارد. چه خوب جايگاهي است [مدينه] طيبه.5&lt;BR&gt;در كتاب شريف «بحارالأنوار» ذيل اين روايت چنين آمده است:«طيبه» يكي از نام‏هاي مدينه طيبه است. اين روايت دلالت مي‏كند كه آن حضرت‏(ع) غالباً در اين شهر و در حوالي آن است. همچنين دلالت مي‏كند كه همواره با ايشان سي نفر از ياران خاصشان هستند و اگر يكي از آنها بميرد، كس ديگري جاي‏گزين او مي‏شود.5&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در روايت ديگري كه از امام حسن عسكري‏(ع) نقل شده است، آن حضرت در پاسخ اين پرسش راوي كه مي‏پرسد: «اگر حادثه‏اي براي شما روي دهد سراغ فرزندتان را از كجا بگيريم؟» مي‏فرمايد: «در مدينه».6&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ب) كوه رضوي&lt;BR&gt;برخي روايات، «كوه رضوي» در نزديكي مدينه را پناه‏گاه و اقامت‏گاه امام عصر(ع) معرفي كرده‏اند كه روايت زير از آن جمله است:&lt;BR&gt;عبدالاعلي مولي آل سام مي‏گويد: به همراه ابي عبدالله [امام صادق](ع) [از مدينه] خارج شديم، زماني كه به روحاء [در اطراف مدينه] رسيديم، آن حضرت دقايقي نگاهش را به كوهي كه در آن منطقه بود، دوخت و آنگاه فرمود:&lt;BR&gt;«اين كوه را مي‏بيني؟ اين كوه «رضوي» نام دارد و از كوه‏هاي فارس است. چون ما را دوست داشت، خداوند آن را به سوي ما منتقل كرد. در آن، همه درخت‏هاي ميوه‏دار وجود دارد و در دو مرحله پناه‏گاهي خوب براي خائف [امام زمان] است. آگاه باش كه براي صاحب اين امر دو غيبت است كه يكي از آنها كوتاه و ديگري بلند است».7&lt;BR&gt;در دعاي ندبه نيز از اين مكان نام برده شده است.8&lt;BR&gt;ياقوت حموي در مورد منطقه «رضوي» مي‏نويسد:&lt;BR&gt;«رضوي، كوهي است ميان مكه و مدينه در نزديكي ينبع و داراي آب فراوان و درختان زيادي است. كيسانيه9 مي‏پندارند كه محمد بن حنفيه در آنجا زنده و مقيم است».10&lt;BR&gt;گفتني است در احاديث فراواني، از «رضوي» ياد شده و از آن بسيار ستايش شده است.11&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ج) ذي طوي&lt;BR&gt;مكان ديگري كه در روايات از آن به عنوان محل اقامت امام عصر(ع) ياد شده، «ذي طوي» است. «ذي طوي»، نام كوهي در اطراف مكه است. در روايتي كه از محمد باقر(ع) نقل شده، چنين آمده است:&lt;BR&gt;«صاحب اين امر را در يكي از اين دره‏ها غيبتي است. [در اين حال، آن حضرت...] با دست خود به ناحيه ذي طوي اشاره كرد».12&lt;BR&gt;گفتني است در دعاي ندبه نيز به نام اين مكان اشاره شده و در برخي روايات، از همين منطقه به عنوان محل تجمع ياران امام مهدي‏(ع) ياد شده است.13&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336600&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #99cc00&quot;&gt;3. در ميان مردم&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;دسته سوم از روايات مانند دسته اول، از جايگاه و مكان خاصي نام نمي‏برند و از آنها استفاده مي‏شود كه امام مهدي‏(ع) به صورت ناشناس در ميان مردم زندگي مي‏كند. در روايتي كه از امام صادق‏(ع) نقل شده است، در اين زمينه چنين مي‏خوانيم:&lt;BR&gt;«چگونه اين مردم، اين موضوع را انكار مي‏كنند كه خداوند با حجتش همان گونه رفتار مي‏كند كه با يوسف رفتار كرد؟ همچنين چگونه انكار مي‏كنند كه صاحب مظلوم شما ت همان كه از حقش محروم شده و صاحب اين امر [حكومت] است ت در ميان ايشان رفت و آمد مي‏كند، در بازارهايشان راه مي‏رود و بر فرش‏هاي آنها قدم مي‏نهد، ولي او را نمي‏شناسند، تا زماني كه خداوند به او اجازه دهد كه خودش را معرفي كند، چنان كه به يوسف اجازه داد، آن زمان كه برادرانش از او پرسيدند: «آيا تو يوسف هستي؟» پاسخ دهد كه «آري، من يوسف هستم».14&lt;BR&gt;حال اين پرسش مطرح مي‏شود كه كدام‏يك از اين سه دسته روايت قابل پذيرش هستند و آيا راهي براي جمع كردن ميان آنها وجود دارد يا خير؟&lt;BR&gt;به نظر مي‏رسد ميان اين سه دسته روايت منافاتي وجود دارد و آن حضرت بسته به شرايط و موقعيت‏هاي مختلفي كه پيش مي‏آيد، زندگي به صورت ناشناس در ميان مردم و اقامت در مكان‏هايي چون مدينه منوره يا دوري گزيدن از مردم و اقامت در مناطق دور از دست‏رس را انتخاب مي‏كند.&lt;BR&gt;به بيان ديگر، براساس دومين معنايي كه براي غيبت قابل تصور است؛ يعني ناشناس بودن امام مهدي‏(ع)، آن حضرت، الزامي براي اقامت در محلي خاص يا دور از دست‏رس ندارد و مي‏تواند به صورت طبيعي در ميان مردم زندگي كند. البته ممكن است رعايت مصالحي ديگر، آن حضرت را وادار كند كه براساس سفارش پدر بزرگوارشان، كوه‏ها و بيابان‏ها را اقامت‏گاه خود برگزيند.&lt;BR&gt;بديهي است اگر قرار باشد آن حضرت به صورت ناشناس در ميان مردم زندگي كند، مكان‏هايي چون مدينه منوره در كنار قبر جد بزرگوارش، بهترين مكان خواهد بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;-----------------------------------&lt;BR&gt;پي‌نوشت‌ها:&lt;BR&gt;1. براي مطالعه بيشتر در اين زمينه‏ر.ك: همين كتاب، ص .&lt;BR&gt;2. كتاب الغيبت[ (شيخ طوسي)، ص 161.&lt;BR&gt;3. الاحتجاج، ج 2، ص 599؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 176.&lt;BR&gt;4. كتاب الغيبت[ (نعماني)، ص 172، ح 5.&lt;BR&gt;5. الكافي، ج 1، ص 340؛ كتاب الغيبت[ (شيخ طوسي)، ص 102؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 153، ح 6.&lt;BR&gt;6. بحارالأنوار، ج 52، ص 153.&lt;BR&gt;7. الكافي، ج 1، ص 328، ح 2؛ كتاب الغيبت[ (شيخ طوسي)، ص 139؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 161، ح 11.&lt;BR&gt;8. كتاب الغيبت[ (شيخ طوسي)، ص 103؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 153، ح 7.&lt;BR&gt;9. ر.ك: بحارالأنوار، ج 99، ص 108.&lt;BR&gt;10. كيسانيه پيروان مختار بن ابوعبيده ثفقي بودند. او نخست براي پيشرفت كار خود دعوت به علي بن الحسين‏عليه السلام سپس دعوت به محمد حنفيه مي‏كرد. البته كار او مبتني بر اعتقاد وي به اهل بيت نبود، بلكه مي‏خواست از آن بهره‏برداري سياسي كرده باشد و چون كارش بالا گرفت خود دعوي دريافت وحي از خداوند كرد و عباراتي مسجع و مقّفي به تقليد قرآن به زبان مي‏راند. (فرهنگ فرق اسلامي، ص 373)&lt;BR&gt;11. ياقوت حموي، مراصد الإطلاع علي أسماء الأمكنته و البقاع، ج 2، ص 620.&lt;BR&gt;12. ر.ك: بحارالأنوار، ج 52، ص 306؛ ج 53، ص 97.&lt;BR&gt;13. كتاب الغيبت[ (نعماني)، ص 182.&lt;BR&gt;14. ر.ك: كتاب الغيبت[ (نعماني)، ص 315؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 306، ح 80؛ ص 307، ح 81.&lt;BR&gt;15. ر.ك: بحارالأنوار، ج 99، ص 108.&lt;BR&gt;16. كتاب الغيبت[ (نعماني)، ص 164؛ الكافي، ج 1، صص 336 و 337، ح 4.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://tangna.ParsiBlog.com/Posts/104/%d9%85%d8%ad%d9%84+%d8%a7%d9%82%d8%a7%d9%85%d8%aa+%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85+%d8%b9%d8%b5%d8%b1(%d8%b9)/" title="محل اقامت امام عصر(ع)" type="text/html" />
<author><name>يك دوست</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:tangna.ParsiBlog.com/Posts/103/%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7+%d8%b9%d9%84%d9%8a(%d8%b9)+%d8%a8%d8%a7+%d8%ae%d8%b6%d8%b1+%d9%86%d8%a8%d9%8a+%d9%88+%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%86+%d8%ac%d9%86/</id>
<updated>Thu, 02 Oct 2008 17:30:00 GMT</updated>
<title type="text">ارتباط علي(ع) با خضر نبي و شاهان جن</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG src=&quot;http://i38.tinypic.com/262qf77.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;علي ـ عليه السّلام ـ همان گونه كه براي جوامع بشري شناخته شده است، براي طايفة جن نيز شناخته شده است. چنان كه شيخ مفيد نقل كرده است: رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ به اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ مأموريت داد تا با گروهي از كفار جن جنگ كند، و علي ـ عليه السّلام ـ با آنها در وادي وغر جنگ نموده و عده‌اي را مسلمان كرد.[1]&lt;BR&gt;&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;مقام و فضايل اميرالمومنين ـ عليه السّلام ـ بسيار برتر است. او بعد از رسول خدا برترين انسان هستي است، قطعاً خضر ـ عليه السّلام ـ به حضور اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ كراراً رسيده است. چنان كه در منابع معتبر نقل شده است.[2]&lt;BR&gt;بر اساس روايات متعدد خضر ـ عليه السّلام ـ يك بار در «مسجدالنبي» به حضور علي ـ عليه السّلام ـ رسيده و يك بار در «نخيله» كه از امير المؤمنين(ع) سؤالاتي از آينده دنيا پرسيده است و علي ـ عليه السّلام ـ از او از گذشته دنيا پرسيده است. يك بار هنگام ارتحال رسول خدا (ص) با اهل بيت تسليت گفته است و در مسجد كوفه نيز خضر بارها به حضور علي رسيده و...[3]&lt;BR&gt;شيخ مفيدو ديگران خبر آمدن حاكم جنّ را به حضور اميرالمؤمنين با سند معتبري آورده‌اند و بيان مي كند كه: همانگونه كه حكومت و ولايت امير المؤمنين براي مسلمانان بوده است، براي جنها نيز چنين ولايتي بوده است.[4]&lt;BR&gt;مرحوم شيخ مفيد حضور حاكم جن در محضر امير المؤمنين را يكي از واقعيات انكارناپذير مي‌شمارد و درباره كساني كه اين خبر را منكر هستند، لفظ جاهل و نادان را استعمال مي‌كند. چون بنابر نص قرآن جنها به پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ ايمان آوردند. اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ در بين آنها نماينده و وكيلي داشته است كه به حضورش مي‌رسيدند و درباره مشكلات خود سؤال مي‌نمودند و آنها بيش از انسانها علي ـ عليه السّلام ـ را دوست مي‌دارند.[5]&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:&lt;BR&gt;1. جن و دانستنيهايي درباره جن، ابوعلي خدا كرمي.&lt;BR&gt;2. جن و شياطن.&lt;BR&gt;3. بحارالانوار، علامه مجلسي.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;------------------------------------------&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;[1] . مفيد، الارشاد، قم، جامعه مدرسين،چ اول، 1413، ج 1، ص 339؛ و علامه مجلسي، بحار الانوار، تهران، اسلاميه، چ سوم، 62، ج 39، ص 175.&lt;BR&gt;[2] . مفيد، امالي، قم، مدرسين، چ سوم، 1415، ص 92.&lt;BR&gt;[3] . علامه مجلسي، بحار الانوار، تهران، اسلاميه، چ دوم، 1363، ج 39، ص 130 الي 135.&lt;BR&gt;[4] . مفيد، الارشاد، پيشين، ج 1، ص 349؛ و مجلسي، پيشين، ص 178.&lt;BR&gt;[5] . ر.ك: مجلسي، بحار، پيشين، ص 249؛ و محمدحسين رخ شاد، در محضر علامه طباطبايي، پاسخ و پرسشها، قم، نهاوندي، 1380، ص 45.&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://tangna.ParsiBlog.com/Posts/103/%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7+%d8%b9%d9%84%d9%8a(%d8%b9)+%d8%a8%d8%a7+%d8%ae%d8%b6%d8%b1+%d9%86%d8%a8%d9%8a+%d9%88+%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%86+%d8%ac%d9%86/" title="ارتباط علي(ع) با خضر نبي و شاهان جن" type="text/html" />
<author><name>يك دوست</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:tangna.ParsiBlog.com/Posts/102/%d8%af%d8%b1+%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af+%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa+%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85+%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86(%d8%b9%d8%ac)+%d9%88+%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86+%d9%be%d8%b3+%d8%a7%d8%b2+%d9%88%d9%8a/</id>
<updated>Mon, 29 Sep 2008 11:03:00 GMT</updated>
<title type="text">در مورد شهادت امام زمان(عج) و دوران پس از وي</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG src=&quot;http://i35.tinypic.com/ztaogk.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;قرآن مي فرمايد: &quot;هر نفسي مرگ را مي چشد&quot;. [1]طبق اين آيه که بيان کننده سنت الاهي در باره همه مخلوقات است، امام زمان (ع) نيز پس از برقراري عدالت جهاني و ايجاد حکومت جهاني از اين دنيا مي روند. اما آيا به مرگ طبيعي يا به شهادت؟ از دسته‌اي روايات استفاده مي‌شود كه آن حضرت به مرگ طبيعي از دنيا مي‌رود. روايات زير از آن جمله‌اند:&lt;BR&gt;&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;1. ام سلمه از پيامبر خدا (ص) چنين نقل مي‌كند:&lt;BR&gt;مهدي از خاندان من و از فرزندان فاطمه است.... او در ميان مردم به سنت پيامبرشان عمل مي‌كند، پس هفت سال درنگ مي‌كند و آن گاه از دنيا مي‌رود و مسلمانان بر او نماز مي‌گزارند.[2]&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;2. در روايتي كه در تفسير آيه شريفه: &quot;ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيهِم&quot;‏[3]؛ پس از [چندي] دوباره شما را بر آنان چيره مي‌كنيم، از امام صادق (ع) نقل شده چنين آمده است:&lt;BR&gt;[منظور] خروج [امام] حسين(ع) با هفتاد تن از يارانش [در زمان رجعت است] در حالي كه كلاه‌خودهاي زريني كه دو رو دارد بر سر دارند و اعلام كنندگاني به مردم برسانند: اين حسين است كه خارج شده است، تا آن جا كه مؤمنان هيچ شك و ترديد درباره او نكنند و بدانند كه او دجّال و شيطان نيست، و او است حجّت قائم [به حق] در ميان شما و چون معرفت به اين كه آن حضرت همان حسين (ع) است در دل‌هاي شيعيان استقرار يافت، حضرت حجّت را مرگ فرا مي‌رسد و كسي كه آن جناب را غسل مي‌دهد و كفن و حنوط مي‌كند و به خاك مي‌سپارد همان حسين [بن علي](ع) خواهد بود. جز وصي و امام هيچ كس متصدّي [كار كفن و دفن] وصي نشود.[4]&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;3. در روايت ديگري نيز امام صادق (ع) در پاسخ به اين پرسش كه اولين كسي كه به دنيا رجعت خواهد كرد چه كسي است مي‌فرمايد: [امام] حسين (ع) در پي قائم (ع) خروج مي‌كند... حسين (ع) به همراه آن گروه از يارانش كه با او به شهادت رسيدند، به پيش مي‌آيد در حالي كه هفتاد پيامبر او را همراهي مي‌كنند، آن گونه كه به همراهي موسي بن عمران فرستاده شدند. قائم (ع) انگشتر خود را به او واگذار مي‌كند. پس حسين (ع) نخستين كسي است كه عهده‌دار غسل و كفن و حنوط آن حضرت مي‌شود و ايشان را در قبر خود قرار مي‌دهد.[5]&lt;BR&gt;از دسته ا‌ي ديگري از روايات استفاده مي‌شود كه آن حضرت به شهادت خواهند رسيد:&lt;BR&gt;1. از امام حسن مجتبي (ع) روايت شده است: &quot;به خدا سوگند، پيامبر خدا با ما پيمان بسته است كه اين امر [امامت] را دوازده‌ تن امام از فرزندان علي و فاطمه به دست خواهند گرفت و هيچ كدام از ما نيست، مگر اين كه مسموم يا كشته مي‌شود&quot;.[6]&lt;BR&gt;2. امام صادق (ع) نيز در اين باره مي‌فرمايد: &quot;به خدا قسم هيچ‌يك از ما نيست، مگر اين كه كشته شده و به شهادت مي‌رسد.[7]&lt;BR&gt;3. از امام رضا (ع) نيز مشابه همين تعبير، روايت شده است.[8]&lt;BR&gt;با توجه به اين دو دسته روايات اظهار نظر صريح و قطعي در مورد چگونگي وفات امام‌مهدي (ع) مشكل به نظر مي‌رسد.&lt;BR&gt;اما به فرض اين که آن حضرت به شهادت برسند قاتل ايشان کيست؟ در كتاب إلزام الناصب به نقل از برخي از علما عبارتي نقل شده است كه قاتل آن حضرت اين گونه معرفي شده است: &quot;هنگامي كه هفتاد سال [حكومت حضرت] حجّت به پايان رسيد، مرگ به سراغ او مي‌آيد. زني از «بني تميم» به نام «سعيده» كه ريشي چون مردان دارد، از بالاي پشت بام هاوني سنگي به سوي آن حضرت كه در حال گذشتن از آن مسير است پرتاب مي‌كند و او را مي‌كشد. پس از درگذشت آن حضرت. [امام] حسين (ع) عهده‌دار به خاك سپاري او مي‌شود. [9]&lt;BR&gt;شهيد سيد محمد، محمد صادق، صدر نقدها و اشکالات متعددي بر اين عبارت وارد دانسته[10] ازجمله مي‌نويسد: اين متن اساساً قابليت اثبات موضوع [شهادت حضرت] را ندارد؛ زيرا روايت نقل شده از يكي معصومين نيست، بلكه از بعضي از علما كه ما نمي‌دانيم كيست، نقل شده است. حتي اگر اين متن ـ چنان كه از ظاهر آن برمي‌آيد ـ اشاره به مضامين برخي روايات داشته باشد، تبديل به روايت مرسلي مي‌شود كه نه سند آن مشخص است و نه امامي كه از او روايت شده است. افزون بر اين كه سند روايات ياد شده معمولاً ضعيف است و مضامين آنها دور از ذهن است به گونه‌اي كه نمي‌توان با آنها چيزي را ثابت كرد.[11]&lt;BR&gt;پس از امام زمان (ع) و برقراري حکومت واحد جهاني به وسيله ايشان رجعت اتفاق خواهد افتاد. رجعت به اين معنا است که پس از ظهور امام زمان (ع) برخي از جمله برخي از ائمه زنده مي شوند. در روايات ما به رجعت برخي از پيامبران؛ مانند حضرت عيسي و برخي از ائمه؛ مانند امام حسين (ع) و برخي از اصحاب پيامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) ؛ مانند سلمان فارسي، مقداد، جابر بن عبد الله انصاري، مالک اشتر و مفضل تصريح شده است. اصل رجعت از عقايد شيعيان است که روايات زيادي درباره آن وارد شده است تا آن جا که برخي مانند علامه مجلسي قائل به تواتر[12] اين روايات شده اند.[13]&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;----------------------------------------&lt;BR&gt;[1] . آل عمران، 185.&lt;BR&gt;[2] علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 51، ص 104، ح 39.&lt;BR&gt;[3] اسراء، 6.&lt;BR&gt;[4] كليني، الكافي، ج 8، ص 250، همچنين ر. ك: بحارالانوار، ج 53، ص 94، ح 103.&lt;BR&gt;[5] بحارالانوار، ج 53، ص 103، ح 130.&lt;BR&gt;[6] بحارالانوار، ج 27، ص 217، ح 19.&lt;BR&gt;[7] همان، ص 209، ح 7.&lt;BR&gt;[8] همان، ص 214، ح 16.&lt;BR&gt;[9] يزدي حائري علي ، الزام الناصب في إثبات الحجة الغائب، ج 2، ص 167.&lt;BR&gt;[10] سيد محمد محمد صادق، صدر، تاريخ ما بعد از ظهور، ص 881.- 883.&lt;BR&gt;[11] برگرفته ازماهنامه موعود شماره 83.&lt;BR&gt;[12] . در علم حديث روايات به سه قسم تقسيم مي شود: الف. حديث متواتر: روايتي که عده زيادي آن را روايت کرده اند به گونه اي که از گفتار آنها براي ما يقين حاصل مي شود که اين روايت از معصوم (ع) صادر شده است. ب. روايت مستفيض: از لحاظ اعتبار و ارزش به اندازه خبر متواتر نيست، ولي اعتبارش از خبر واحد بيشتر است. ج. خبر واحد: افراد کمي آن را روايت کرده اند و از لحاظ ارزش روايي پايين تر از دو قسم پيشين است. &lt;BR&gt;[13] . بحارالانوار، ج23، ص 359.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://tangna.ParsiBlog.com/Posts/102/%d8%af%d8%b1+%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af+%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa+%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85+%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86(%d8%b9%d8%ac)+%d9%88+%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86+%d9%be%d8%b3+%d8%a7%d8%b2+%d9%88%d9%8a/" title="در مورد شهادت امام زمان(عج) و دوران پس از وي" type="text/html" />
<author><name>يك دوست</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:tangna.ParsiBlog.com/Posts/101/%d8%a2%d9%86+%d8%b1%d9%88%d8%b2+%da%a9%d9%87+%d9%8a%da%a9+%d9%85%d8%b3%d9%8a%d8%ad%d9%8a+%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82+%d8%b9%d9%84%d9%8a+%d8%b9%d9%84%d9%8a%d9%87+%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85+%d8%b4%d8%af/</id>
<updated>Mon, 22 Sep 2008 15:32:00 GMT</updated>
<title type="text">آن روز که يک مسيحي عاشق علي عليه السلام شد</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;DIV class=postbody&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 411px; HEIGHT: 299px&quot; height=402 src=&quot;http://i33.tinypic.com/334he6r.jpg&quot; width=411&gt;&lt;BR&gt;عاشقان اميرالمؤمنين در تمام دنيا با کتاب الامام علي، صوت العدالة الانسانيه جرج جرداق، نويسنده بزرگ لبناني آشنا هستند.&lt;BR&gt;تتبع و تحقيقات جرج جرداق، واکاوي و تفحص در زندگي و احوالات اميرالمؤمنين نيست؛ بلکه شرح عشقي است به شخصيتي بزرگ و فراانساني.&lt;BR&gt;&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;در سال 2002 ميلادي رضا اميرخاني، داستان نويس کشورمان که به همراه تعدادي از نويسندگان ديگر به لبنان سفر کرده بودند، ديداري نيز با جرج جرداق داشته که، شرح اين ديدار را در اينجا براي شما عزيزان مي آوريم.&lt;BR&gt;واقعيت آن است که ما - 5 نويسنده - از طرف جميعت دفاع از ملت فلسطين و با پشتيباني سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي به لبنان رفته بوديم. صبح وقتي ميزبان مان، هاشمي رايزن فرهنگي فعال و نشيط جمهوري اسلامي، خبر لغو سفر بعلبک را - به دليل شرايط بد جوي - به ما داد، بدجور پکر شديم. هيچ خيال نمي کرديم که ايشان پيشتر براي خالي نبودن برنامه، وقتي براي ساعت 12 ظهر دوشنبه چهاردهم بهمن ماه 1381 از جرج جرداق گرفته است.&lt;BR&gt;خانه جرج جرداق، در محله الحمرا است. محله اي مسيحي نشين در شمال غرب بيروت؛ بيروت نمايشگاهي است از ملل و مذاهب. شوخي نيست، کشوري با حدود 10 هزار کيلومتر مربع مساحت و 3 ميليون نفر جمعيت، 18 مذهب رسمي دارد. تا پيش از رفتن به لبنان همواره برايم سؤال بود که هويت يک لبناني چگونه تعريف مي شود؟ چه مؤلفه هايي هويت لبناني را مي سازد؟ کشوري به اين کوچکي چگونه توانسته است تا اين حد خبرساز باشد و در فرهنگ پيشرو؟ چه چيزي جز زبان، اين کشور را که در آن هيچ نماد عربي – پوشش، معماري، حتي آب و هوا! – ديده نمي شود، با ساير کشورهاي عرب پيوند داده است؟ تقابل مدرنيسم فرانسوي و سنت عربي چه آش درهم جوشي را پديد آورده است؟ کهن الگوي انسان لبناني کيست؟&lt;BR&gt;با احتساب ترافيک بيروت حدود 5 دقيقه زودتر از زمان ملاقات، به محله الحمرا رسيده ايم. راننده رايزني کنار کافه اي نقلي مي ايستد و ما نشاني را براي دو پيرمردي که پشت ميز نشسته اند، مي خوانيم. هر دو به تأسف سر تکان مي دهند که شارع امين مشرق را نمي شناسند. بعد با ناراحتي مي گوييم که با استاد جرج جرداق قرار داريم. ناگهان از جا مي پرند و مي گويند، خانه جرج جرداق دو خيابان آن طرف تر است. با راهنمايي آنها به راحتي منزل را پيدا مي کنيم. الحمرا محله اي است مرفه تر از ساير محلات بيروت و دست کم اسمش ما را به ياد قصر الحمرا مي اندازد. انتظارش را نيز داشتيم. نويسنده اي که يک کتابش در جهان تشيع بيش از يک ميليون نسخه، فروش داشته است، بايد هم در چنين محله اي زندگي کند.&lt;BR&gt;اما ... واقعيت آن است که هر چه از خيابان اصلي دورتر شديم، بيشتر شک کرديم! خانه جرج جرداق يک آپارتمان معمولي در يک ساختمان قديمي در خياباني متوسط بود. اسمش را روي زنگ پيدا کرديم. خودش جواب داد و در را باز کرد. چشمتان روز بد نبيند. قصر الحمرا، آپارتماني بود حدود 100 متر، مملو از روزنامه و کتاب و بروشور، نه مرتب و طبقه بندي شده، و نه تميز و پاکيزه. انگار کن که 200 کيلو روزنامه و 20 کارتن کتاب را بدهي دست يک بچه بازيگوش و بگويي هر جور که خواستي آنها را پخش و پلا کن! تابلويي هم به ديوار آويزان بود؛ مجلس رقصي کج! در حضور سلطاني خاک آلود! البته ناگفته نماند يک وجب خاک (دقيقاً همان 5 انگشت!) روي همه چيز نشسته بود، جوري که روي هيچ صندلي و مبلي نمي توانستيم بنشينيم. وقتي خواستيم چند کتاب را از روي مبلي برداريم تا جا باز شود، استاد به سرعت جلو دويد و با دقت کتابها را برداشت و در جايي ديگر قرار داد. انگار نظمي در ميان اين بي نظمي حاکم بود. بگذريم؛ در زمان بسيار کوتاهي، همه اينها را خلق مهربان و چهره خندان استاد 75 ساله محو کرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پرسيد که آيا عربي مي فهميم؟&lt;BR&gt;جوابش داديم: شوي شوي! (کمي!) اما اشاره کرديم که السيد شريف، کار ترجمه را انجام مي دهد.&lt;BR&gt;ديگر جرج جرداق با ما صميمي شده بود. به او گفتيم که خانه همه اهل قلم همين شکلي است. خنديد و جواب داد: زن و بچه ام به خاطر همين خانه از دست من به ده مان فرار کرده اند...&lt;BR&gt;همان ابتداي کار سؤال کرديم که آيا استاد تا به حال به ايران سفر کرده است؟ و او جواب داد که دو بار، يک بار براي بزرگداشت سعدي و ديگر بار هم همين دو سال پيش (يعني 2000 ميلادي). مردمان ايران زمين را بسيار دوست مي دارم، برخلاف ناشرانش! خنديديم. من به ايشان گفتم که جنگ ناشر و نويسنده يک جنگ جهاني حي و قيوم است؛ اما او بلافاصله صحبت مرا قطع کرد:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;- نه! در اروپا، خاصه در فرانسه اين جور نيست. هنوز کار من در نشريه فنون الجميل (هنرهاي زيبا ياFine Arts) چاپ نشده است، آنها پيشاپيش چک حق التأليف را پست مي کنند؛ اما من بايد به مکتبه بروم و بالاي همين کتابم که يک ناشر بحريني بدون اجازه تجديد چاپ کرده است، 40 دلار پول بدهم! اين کارها مختص ما شرقي هاست. در عرصه فرهنگ، ناشران شما با اين کارهاشان زيبايي هاي اسلام را از ميان مي برند. دقيقاً مثل بن لادن در عرصه سياست.&lt;BR&gt;بعدتر ، نگاه مي کنم به اولين ترجمه امام علي، صداي عدالت انسانيت، اثر سيدهادي خسروشاهي. در شهريور سال 1344 هجري شمسي خسروشاهي چندان مقيد و دقيق بوده است که در صفحات اول کتاب، نامه خود به جرداق را براي ترجمه و اجازه جرداق چاپ زده است.&lt;BR&gt;&quot; از من اجازه خواسته ايد که هر 5 جلد کتاب مرا به فارسي ترجمه کنيد و من اين اجازه را به شما مي دهم... از او درباره چگونگي علاقه مند شدنش به شخصيت اميرالمؤمنين سؤال شد:&lt;BR&gt;- من متولد 1926 هستم. در ده مرجعيون به دنيا آمده ام. دهي در ژنوب (جنوب) لبنان! دهي که اهل آن مانند ساير دهات اطراف، ذوق اصيل ادبي دارند... .&lt;BR&gt;جالب است بدانيد براي شناخت لهجه لبناني در ميان لهجه هاي مختلف عربي کافي است به مخرج جيم دقت کنيد. لبناني ها از تلفظ جيم عاجزند و آن را «ژ» تلفظ مي کنند. (اين هم براي آنهايي که خيال مي کنند عربها گچ پژ ندارند!) جالب تر است که بدانيد در لبنان اهل ده بودن! نمودار اصالت است. کاملاً به خلاف مملکت ما که هنوز لهجه مان بر نگشته، ادعاي پايتخت نشيني مي کنيم. يعني آنها به هيچ وجه دوست ندارند که خود را اهل عاصمه - پايتخت- بلدشان، بيروت بدانند. به عکس، هر جايي که مي روند اصالت روستايي خود را به رخ مي کشند. ضمن آن که فراموش نکنيم روستاييان عرب (باديه نشينان قديم) به دليل فصاحت و بلاغت، همواره بهترين افراد براي تحقيق اهل لغت بودند. بگذريم، استاد با ذوق اتيمولوژيکش ادامه داد:&lt;BR&gt;- من زاده مرجعيون هستم. مرجعيون از دو لغت مرج و عيون تشکيل شده است. يعني محلي که در آن چشمه ها پيش مي آيند. کنايه از سرسبزي و طراوت. (و البته راست مي گفت، ديروزش ما در بازديد از جنوب به طور اتفاقي از آن روستاي مرزي گذر کرده بوديم.) ده ما مملو از چشمه بود و من نيز کودکي مملو از شور. هر روز از مدرسه فرار مي کردم و به يکي از اين چشمه ها پناه مي بردم. مدير مدرسه و معلمان همواره به دنبال اين کودک فراري بودند و هر روز به خانواده ام اعتراض مي کردند. در اين ميان فقط برادرم حامي من بود. فؤاد جرداق.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;- همان فؤاد جرداق شاعر؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;- بله! برادر بزرگ من، فواد جرداق، شاعر و لغوي بود. بسيار اهل مطالعه. اصلاً او مرا به اين وادي کشاند. هر زماني که پدر و مادر، معلم و مدير، معترض من مي شدند از من دفاع مي کرد و به من مي گفت تو خارج از مدرسه بيشتر چيز ياد مي گيري. حقيقت آن است که او بعد از اين که پشتکار مرا در خواندن متون ادبي ديد، روزي کتابي قطور به من هديه داد و گفت، همه ادبيات عرب در همين کتاب خلاصه شده است... .&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;- نهج البلاغه؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;- آري! من نهج البلاغه را به دست مي گرفتم و از مدرسه مي گريختم و مي رفتم در کنار چشمه اي، به صخره اي تکيه مي دادم و غرق درياي نهج البلاغه مي شدم.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;پس همين کتاب شما را با اميرالمؤمنين آشنا کرد!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;نه! من تازه گرفتار ادبيات امام علي شده بودم و نه گرفتار شخصيت امام. فراموش نکنيد که ما مسيحي بوديم و در دِهي مسيحي نشين مي زيستيم. پس خيلي به امام علي علاقه اي نداشتيم. البته برادرم فؤاد هر وقت که مهمان داشتيم، اشعاري در مدح اميرالمؤمنين براي مهمان ها(ي مسيحي) مي خواند و همين کمک مي کرد به من!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;&lt;STRONG&gt;چگونه به شخصيت جامع اميرالمؤمنين نزديک شديد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;- وقتي رفتم دانشگاه همزمان در دو رشته ادبيات عرب و فلسفه عرب تحصيل و بعد تدريس مي کردم. در هر دوي اين رشته ها مجدداً با امام علي برخورد کردم، به عنوان شخصيتي بزرگ در ادبيات و فلسفه.&lt;BR&gt;تصميم گرفتم يک تحقيق خيلي جدي بکنم پيرامون اين شخصيت. از عقاد و طه حسين بگير تا علماي شيعه. هر کتابي را که مرتبط با امام علي بود، خواندم.با مطالعه اين کتاب ها متوجه شدم که همه در مورد ولايت امام علي، حقانيت يا عدم حقانيت او صحبت کرده اند و شخصيت بزرگ او در اين بحث ها گم شده است. چندان در حواشي مسأله خلافت فرو مانده اند که چهره نوراني علي را نديده اند. زمامداري علي را ديده اند؛ اما از انسانيت او مغفول مانده اند.من سيراب نشدم. پس شخصيت درخشان و بزرگ او را شکافتم. فقد بقرت عبقريته! دوباره برگشتم به کنار سرچشمه هاي مرجعيون، عيون مرجعيون و نهج البلاغه دوران کودکي، اما با روشي جديد. همه کتابهايم درباره امام علي را همين گونه نوشتم... .&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;استاد ! از اولين کتاب بگوييد صوت العدالة الانسانيه...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;اتفاقاً ماجرايش خيلي زيباست. شما حتماً خيال مي کنيد که با کمک مسلمانان اين کتاب چاپ شد؟ (سر تکان مي دهيم - مي خندد ) همان طور که متنش را مي نوشتم، سردبير مجله الرساله آمد و گفت به ما بده که شماره به شماره چاپ کنيم. من قبول نکردم.بعد از اصرار و الحاح فراوان او عاقبت دو قسمت از متن را به او دادم. بلافاصله بعد از چاپ، رئيس کشيشان و راهبان فرقه کرمليه (از فرق ماروني مسيحي) گفت: من خودم اين را به هزينه خودم چاپ مي کنم. طبيعتاً خيلي خوشحال شدم. براي اين که ديدم از دست اين ناشرها - که عمده شان واقعاً دزدند- خلاصي يافته ام.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;و بعد حتماً مسلمانان شما را پيدا کردند!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;خير اتفاقاً اول کار، مسيحي ها فهميدند و آمدند پهلوي من. ذوق زده و شادان. مي گفتند تو عرب را سرافراز کرده اي. پول جمع کرده بودند و مي خواستند پول چاپ کتاب را به من بدهند. گفتم اين کتاب را با پول خودم چاپ نکرده ام و رئيس راهبان کارمليه چاپ کرده. رفتند که به او پول بدهند. او گفت خجالت بکشيد، من اين را چاپ نکرده ام. اين پول راهباني است که در اينجا عبادت مي کنند. ببريد اين پول را بدهيد به فقرا.بعدها آن کشيش - رئيس راهبان کارمليه - به من گفت من امام علي را دوست دارم و از برکت او فقراي ما نيز به نوايي رسيدند.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;عجب، استاد! بالاخره مسلمان ها چه کردند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;اول از همه قاسم رجب صاحب مکتبه اي در بغداد – کتاب را برد و طواف داد دور ضريح اميرالمؤمنين؛ اما بعد از او بعضي برادران شيعه اين کتاب را بارها چاپ کردند و به من چيزي ندادند و متأسفانه حتي براي خريد کتاب خودم به کتاب فروشي ها مي رفتم.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;آيا تا به حال به نجف رفته ايد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;نه! تا به حال به نجف نرفته ام. (شگفتي ما را که مي بيند، توضيح مي دهد: ) اما دو بار به کربلا رفته ام براي سخنراني. آنجا مقام (قبر) امام حسين، پسر ايشان را نيز زيارت کرده ام.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;&lt;STRONG&gt;دوست نداريد به زيارت اميرالمؤمنين مشرف شويد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;راستش را بخواهيد تا وقتي اين مردک زمامدار است نه. صدام حقيقتاً آدم کثيفي است. قوميت عرب را به سخره گرفته است. ننگ عرب است.- اين مصاحبه در زمان صدام انجام شده است-&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;امام خميني را چگونه ديده ايد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;خميني بزرگترين رهبر جهان اسلام بوده است، در ميان معاصران. خيلي بالاتر از حتي ناصر. من بزرگي و عظمت و حتي علم خميني را از اخبار مي توانستم فهم کنم؛ اما دو سال پيش که به ايران رفتم و خانه محقرش را ديدم، چيزي عظيم تر در او يافتم و آن نبود مگر صداقت و ساده زيستن و با مردم بودن...&lt;BR&gt;استاد! تأليفات حضرتعالي بسيار متعددند. از تحقيقاتتان پيرامون اميرالمؤمنين، پنج جلد صوت العدالة الانسانيه، علي و حقوق بشر، علي و انقلاب فرانسه، علي و سقراط، علي و عصر او، علي و مليت عرب، تا داستان فنانون احبا و اشعار فينوس و الشاعر ... و بسياري کتب ديگر. الان آيا با توجه به کبر سن هنوز – به جز اين برنامه صبحگاهي در راديوي ملي – مشغول نوشتن هم هستيد؟&lt;BR&gt;بله! (انگار به استاد برمي خورد) من با نوشتن زنده ام. همين الان بيست کار چاپ نشده دارم. بعضي ها مثل کتابي راجع به دعبل خزاعي - شاعر اهل بيت هنوز چاپ نشده. کاري راجع به ابونواس اهوازي که در اصل اهل لغت و از بنيانگذاران علم نحو عربي است که همه ايراني بوده اند. از سيبويه بگير و بيا تا همين ابونواس... الان يک اپراي من در همين بيروت اجرا مي شود به نام &quot;انا شرقيه&quot; (من بانوي شرقي ام) و کاري که هنوز مشغول نوشتنش هستم به نام حکايات ... داستان هايي طنزآلود از زندگي خودم... .&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;استاد کدام کارتان را بيشتر دوست داريد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;(کمي فکر مي کند) همين حکايات را که مشغول نوشتنش هستم.&lt;BR&gt;مي گويم نويسنده اي که کار ننوشته اش را بيشتر دوست داشته باشد، هنوز جوان است... مي خندد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;&lt;STRONG&gt;از او راجع به ادبيات داستاني عرب پرسيده شد و او جواب مي دهد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;خوشحالم از اين که داستان هاي ميخائيل نعيمه و نجيب محفوظ را پشت ويترين کتابفروشي هاي پاريس مي بينم.&lt;BR&gt;(بعد ناگهان مي پرسد آيا لامارتين را مي شناسيد؟ ما سر تکان مي دهيم که بله!) در يکي از کتابفروشي هاي پاريس من يک کتابي از لامارتين گير آورده ام، قديمي، راجع به پيامبر شما که کتاب بسيار نفيسي است؛ اما متأسفانه مسلمانان دنبال اين چيزها نيستند. مثلاً همين &quot;علي و الثوره الفرينسيه&quot; را هيچ مسلماني نيامده است به فرانسه ترجمه کند. آيا ترجمه اين کتاب خدمتي به اسلام نيست؟ آيا مسيحيان بايد اين کتاب حاضر و آماده را به فرانسه ترجمه کنند؟آيا کتاب &quot;امام علي و قوميت عربي&quot; که يک کتاب بسيار دقيق است که چگونه امام از مسأله قوميت و به دور از ناسيوناليسم منحط به انسانيت مي رسد، شايسته تحقيق و تتبع نيست؟&lt;BR&gt;من عقيده دارم امام علي از مسيح بالاتر است. من شيفته شخصيت انساني امام شده ام.ما کلاً مسيحي بوده ايم و بالطبع به امامت امام علي اعتقادي نداريم. (درمانده ايم که اين چگونه بي اعتقادي و چگونه اعتقادي است که هيچ گاه حاضر نيست اسم اميرالمؤمنين را بدون امام بياورد! راستش کمي پريشان شده ايم. مگر مي شود کسي بهترين سالهاي جواني اش را بي اعتقاد روي چنين موضوعي کار کند و چنان اديبانه ... اما استاد بي توجه به ما ادامه مي دهد.) من در خانواده اي مسيحي بزرگ شده ام که اعتقاد به اين چيزها نداريم، اما بگذاريد خاطره اي با مزه برايتان تعريف کنم. پدر من حجار بود، سنگ تراش. کارهايش را مي فروخت و به دهات اطراف مي برد و روزي اش از اين راه به دست مي آيد. اما سنگي را در خانه نگاه داشته بود و دو سال روي آن کار مي کرد. بعد که کارش تمام شد آن را به سر در خانه مان آويخت.&lt;BR&gt;حساس شده ايم تا بدانيم چه چيزي به سر در خانه اين خانواده مسيحي در ده مسيحي نشين مرجعيون نصب شده بوده است. از استاد مي پرسيم:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;&lt;STRONG&gt;روي آن سنگ چه نوشته شده بود؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;استاد مي خندد و مي گويد:&lt;BR&gt;&quot; لافتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار.&quot; &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot; align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot; color=#800000&gt;منبع:موعود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://tangna.ParsiBlog.com/Posts/101/%d8%a2%d9%86+%d8%b1%d9%88%d8%b2+%da%a9%d9%87+%d9%8a%da%a9+%d9%85%d8%b3%d9%8a%d8%ad%d9%8a+%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82+%d8%b9%d9%84%d9%8a+%d8%b9%d9%84%d9%8a%d9%87+%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85+%d8%b4%d8%af/" title="آن روز که يک مسيحي عاشق علي عليه السلام شد" type="text/html" />
<author><name>يك دوست</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:tangna.ParsiBlog.com/Posts/100/%d8%b4%d8%a8+%d9%82%d8%af%d8%b1+%d8%af%d9%82%d9%8a%d9%82%d8%a7+%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85+%d8%b4%d8%a8+%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</id>
<updated>Mon, 22 Sep 2008 15:29:00 GMT</updated>
<title type="text">شب قدر دقيقا کدام شب است؟</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG height=165 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i35.tinypic.com/os4jg4.jpg&quot; width=217 align=baseline border=0&gt;&lt;BR&gt;ما در قرآن تصريح به اينكه شب قدر در همة نقاط زمين يك شب است نداريم بلكه آنچه داريم اين است كه قرآن در شب قدر نازل شده مثل اينكه گفته شود: فلان عمل در روز عيد قربان بايد انجام بشود، ...&lt;BR&gt;&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;خوب همانطوري كه از اين كلام استفاده نمي‌شود كه روز عيد قربان در سال يك روز است يا چند روز بلكه از قرائن خارج از اين جمله فهميده مي‌شود كه روز عيد قربان روزِ دهم ذي‌الحجه است همين طور هم از جملة شريفة: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ استفاده نمي‌شود كه شب قدر آيا يك شب در طول سال است يا چند شب بلكه از قرائن خارج از اين آية كريمه استفاده مي‌شود كه مثلاً شب قدر روز 23 ماه مبارك رمضان است و امّا اينكه شب قدر شب 23 ماه مبارك رمضان در ايران مثلاً است نه شب 23 ماه مبارك رمضان در آمريكا مثلاً ، چنين نصّي وجود ندارد. &lt;BR&gt;بله ممكن است كسي بگويد: &lt;BR&gt;چون بركت ليلة القدر به بركت نزول ملائكه و روح همراه با سلامتي و سلام است و آنها بر حجت خدا در آن زمان (چه حجت خدا حضرت آدم صفيّ الله باشد و چه حضرت امام زمان (عج)؛ نازل مي‎شوند و كل امر را بر آنها عرضه مي‎كنند لذا مردم در آن شب در حال دعاء و نماز هستند و صاحب الامر مشغول امر نزول ملائكه‎اي است كه بر او نازل مي‎شوند، پس ليلة القدر شب 23 ماه مبارك رمضان در منطقه‎اي است كه حجت خدا جلّ و علا در آنجا قرار دارد. &lt;BR&gt;در جواب اين سخن مي‎شود اين چنين گفت كه: «ليلة القدر خيرٌ من الف شهر» شب قدر از هزار ماه بهتر است، چه شب آنجايي باشد كه حجت خدا در آنجا قرار دارد و چه شب مكاني باشد كه حجت خدا در آنجا حضور ندارد، لكن نزول ملائكه و روح در شب قدر مكاني است كه امام ـ عليه السّلام ـ در آنجا حضور دارد. مَثَل ليلة القدر مَثَل شب جمعه مي‎شود كه فضيلت براي همه دارد و شب جمعة بعضي مناطق با روز پنجشنبه ديگر مناطق همزمان است منتهي در شب جمعه فيوضاتي بر امام ـ عليه السّلام ـ نازل مي‎شود كه به فكر ديگران هم نمي‎رسد. &lt;BR&gt;و بعبارتي ديگر مي‌توان اين چنين جواب داد: در شب قدر هر منطقه‎اي ملائكه و روح همه نازل مي‎شوند لكن در شب قدرِ منطقه‎اي كه امام ـ عليه السّلام ـ حضور دارد كل امور همة مناطق را خدمتش عرضه مي‎كنند. &lt;BR&gt;يا گفته شود: ملائكه و روح در شب قدرِ هر منطقه‎اي نازل مي‎شوند منتهي در شب قدر منطقة امام ـ عليه السّلام ـ امورِ مربوط به آن منطقه را بر آن حضرت عرضه مي‎كنند و در شبِ قدرِ مناطقِ ديگر باز هم بر امام نازل مي‎شوند و لكن امور مربوط به آن ديگر مناطق را خدمتش عرضه مي‎كنند. &lt;BR&gt;خلاصه كلام اينكه فرض وحدتِ شب قدر مستلزم اين است كه شب قدر مخصوص ناحيه‎اي خاص از زمين باشد و لو اينكه روزِ شروع ماه مبارك رمضان نسبت به همة نقاط كرة زمين واحد باشد مثلاً فرض كنيم روز 5/ 8/ 1382 هـ .ش باشد چون شب همة نقاط زمين همزمان نيست بلكه انتهاي شب يك منطقه و لحظه اول روزش همزمان با لحظه اولِ شب منطقة ديگر است و آنچه از آيه متبادر به ذهن مي‎شود اين است كه شب قدر در هر نقطه‎اي از روي زمين شروعش با اول شب در آن نقطه و پايانش با طلوع فجر در آن نقطه است، نه اينكه شروع شب قدر از اول نقطه‎اي باشد كه در آن نقطه شب شروع مي‎شود و پايانش طلوع فجر در آخرين نقطه‎اي باشد كه شب پايان بپذيرد. مثلاً شروع ليلة القدر از اول شب در نقطة A باشد و همينطور ادامه پيدا كند و هر جا ساية شب مي‎رود ليلة القدر هم به همراه او برود تا به آخرين نقطه كه در آنجا شب مي‌شود برسد و در آنجا توقف كند تا فجر طالع شود و اختصاص شب قدر به ناحيه‎اي خاص شايد هماهنگ با اطلاق روايات كه در بابِ اعمال شب 23 ماه مبارك رمضان است نباشد (چون گفتيم: و لو ماه مبارك رمضان يك روز خاص براي همة نقاط زمين شروع بشود ولي چون در زمان شروع و زمان پايان شب با هم اختلاف دارند پس بعضي‎ها اعمال را بايد در روز انجام بدهند نه در شب). همچنين با وسعتِ رحمت الهي هم شايد هماهنگ نباشد. &lt;BR&gt;در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه همة آنچه مكتوب شده ذكر احتمالاتي بيش نيست كه و لو بعضي از آنها را بشود با ظواهر كتاب يا روايات اثبات كرد منجر به قطع نخواهد شد و در مسائل شرعية مربوط به شب قدر هر كسي طبق تقليد از مجتهد و مرجع خودش عمل كند ان شاء الله مأجور خواهد بود و الله العالم بحقائق الامور. &lt;BR&gt;خداوندا درب علم را كه سقيفه به روي بشر بست خودت با ظهور حضرت حجة بن الحسن ـ عليه السّلام ـ باز فرما.&lt;BR&gt;به نقل از: &lt;A href=&quot;http://raminrahmati.blogfa.com&quot;&gt;http://raminrahmati.blogfa.com&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://tangna.ParsiBlog.com/Posts/100/%d8%b4%d8%a8+%d9%82%d8%af%d8%b1+%d8%af%d9%82%d9%8a%d9%82%d8%a7+%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85+%d8%b4%d8%a8+%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" title="شب قدر دقيقا کدام شب است؟" type="text/html" />
<author><name>يك دوست</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:tangna.ParsiBlog.com/Posts/99/%d8%b4%d8%a8%d9%8a+%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a+%d9%85%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%9b+%d8%b7%d8%b1%d8%ad+%d8%af%d8%b9%d8%a7+%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a+%d8%b8%d9%87%d9%88%d8%b1+%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85+%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86/</id>
<updated>Thu, 11 Sep 2008 16:07:00 GMT</updated>
<title type="text">شبي براي مولا؛ طرح دعا براي ظهور امام زمان</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 272px; HEIGHT: 179px&quot; height=305 alt=&quot;حضرت مهدي&quot; hspace=0 src=&quot;http://i35.tinypic.com/25s0sk2.jpg&quot; width=352 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هرگاه به نماز ايستادم، پس از آن ظهورش را از خدا طلبيدم. اما آن شب حال و هواي ديگري داشت. آن حالِ معنوي که در من به وجود آمده بود را هيچ‌گاه حس نکرده بودم. قطرات اشک آرام آرام از چشمانم مي‌غلتيد. حقيقتا خودم را در مقابل خدايم کوچک و ناتوان مي‌ديدم. پيشاني را به عنوان خضوع در مقابل پروردگارم بر خاک(مهر) گذاشتم و به سجده افتادم. حال و هوايم عجيب بود. مخصوصا که مي‌خواستم بزرگ‌ترين خواسته‌ام را از پروردگار مهربانم بخواهم. &lt;BR&gt;&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;نه؛ چه مي‌گويم! بزرگ‌ترين آرزو و خواسته‌ي خودم را؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خير، به خدا قسم بزرگ‌ترين آرزوي آدم را، بزرگ ترين آرزوي نوح را، بزرگ‌ترين دعاي حضرت خاتم را. آن شب مي‌خواستم عظيم‌ترين دعا و خواسته‌ي اولياي خدا را از پروردگارم بخواهم. بر خاک افتاده بودم. سيل اشک‌هايم از چشمانم جاري شده بود. تا الان اين موقع شب از خواب بيدار نشده بودم آن هم براي نماز شب. اما اين بار که بيدار شده بودم مي‌خواستم آنقدر با خداي خود صحبت کنم که دلم خالي شود. ميخواستم مطرح کنم: مشکلات زندگي را، شفاي بيماران را و ... .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما آن دعاي بزرگ من تمام آن‌ها را شامل مي‌شد و با تمام آرزوهاي من برابري مي‌کرد. اگر آن دعا برآورده مي‌شد در حقيقت به تمام آنچه که مي‌خواستم مطرح کنم رسيده بودم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به ياد آوردم: آن هنگامي را که مولايم امام صادق، مانند مادراني که فرزندان خود را از دست داده‌اند بر خاک نشسته و طول غيبت آخرين منجي او را به درد آورده است. مي‌خواستم به مولايم اقتدا کنم و ظهور حضرت مهدي را از پروردگارم خواهش کنم. خدا را التماس کنم. به درگاهش متوسل شوم و او را به حق رسولش، حضرت محمد مصطفي قسم دهم. و به خدا قسم اين بزرگ‌ترين آرزويم بود... . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آخر عقده‌ي دل وا کردم، خودم را از خاک رها کردم و تا افلاک اوج گرفتم. براي حضرتش دعا مي‌کردم و مانند باران، اشک مي‌ريختم. وقتي که غربتش را به ياد مي‌آوردم گريه‌ام دو چندان مي‌شد. از ته دل دعا مي‌کردم: «خدايا! آقايم کجاست؟ در کدام ديار، غريبانه به سر مي‌برد؟ خداي به حق پهلوي شکسته‌ي مادرش سوگند، به حق غربت پدرش اميرالمؤمنين سوگند، ظهورش را نزديک فرما... .»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#339933 size=3&gt;طرح دعا براي ظهور&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 289px; HEIGHT: 164px&quot; height=175 alt=&quot;تقديم به امام زمان&quot; hspace=0 src=&quot;http://i35.tinypic.com/velu9u.jpg&quot; width=254 align=baseline border=0&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;آقايم مهدي!&lt;/FONT&gt; آن شب دعا کردم و هميشه دعا خواهم کرد. دعا مي‌کنم تا لحظه‌ي ظهورت، آنگاه که پدرانه دست بر سرمان کشي و آرام زمزمه کني: آفرين فرزندم، در دوران غيبتم خوب به يادمان بودي و دعا مي‌کردي، آفرين... .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اکنون هم به همراه تعدادي از دوستدارانت، مي‌خواهيم برايت دعا کنيم. در اين ماه رحمت. پدرانتان ما را به دعاي گروهي سفارش مي‌کردند. ما هم مي‌خواهيم از اين ماه رحمت استفاده کنيم و &lt;FONT color=#663300&gt;&lt;B&gt;سه&amp;nbsp;تا پنجشنبه شب(شبِ جمعه) آخر ماه رمضان&lt;/B&gt;،&lt;/FONT&gt; در ساعتي مشخص از سرتاسر ايران(و حتي جهان) براي ظهورت دعا کنيم. ابتدا &lt;B&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;نماز شب&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt; مي‌خوانيم و بعد از تطهير روحمان با نماز شب، برايت دعا مي‌کنيم. ممکن است بعضي از دوستان تا الان نماز شب نخوانده باشند، اما اين بار به خاطر عشقشان به خدا و حجت خدا، اندکي از خواب را رها مي‌کنند، و نماز شب مي‌خوانند. بلکه خداوند به سبب اين راهي که در پيش رويمان باز کرده يعني همان دعا، فرجت را نزديک فرمايد. آقا از ما بپذير... .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#339933&gt;دوست عزيز!&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt; &amp;nbsp;هرچه مولايت را دوست داري زبان به دعا بگشا، اشک را جاري کن، زبان التماس به پيشگاه خالق بگشا و ظهور تنهاترين تنها، مظلوم ترين مظلوم را از خدا خواهش کن.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;دقت کنيم:&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt; شيطان همواره از اين کار‌ها نگران است که مبادا دعاي جمعي، باعث نزديک شدن ظهور شود؛ لذا مواظب باشيم که اين سه پنجشنبه اين کار را فراموش نکنيم، با خواب ماندن و به هر وسيله‌ي ديگر شيطان را بر خودمان پيروز نکنيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff3399&gt;&lt;B&gt;&amp;nbsp;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;اعمالي ک&lt;/B&gt;&lt;B&gt;ه بايد انجام شوند:&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;B&gt;نماز شب و دعا براي ظهور حضرت مهدي&lt;/B&gt;[براي دستور نماز شب &lt;B&gt;&lt;A href=&quot;http://shamimehozoor.blogfa.com/page/namazshab.aspx&quot;&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;اينجا&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/B&gt; کليک کنيد]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff3399&gt;زمان:&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt; &lt;B&gt;سه تا پنجشنبه شب(شب جمعه) آخر ماه رمضان:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;اول)&lt;/B&gt; 10 رمضان، مصادف با 21 شهريور.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;دوم)&lt;/B&gt; 17 رمضان، مصادف با 28 شهريور.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;سوم)&lt;/B&gt; 24 رمضان، مصادف با 4 مهر.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff3399&gt;ساعت:&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt; &lt;B&gt;3 نيمه شب&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT color=#330099&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;A href=&quot;mailto:shamimehozoor@gmail.com&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0033cc&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 15pt; FONT-FAMILY: &quot; 12.0pt? mso-ansi-font-size: FA; mso-bidi-language: Nazanin?; B&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-outline-level: 4&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;نکته:&lt;/STRONG&gt; تمامي افرادي که مي‌خواهند در اين طرح شرکت کنند، از طريق &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 11pt; COLOR: #330099; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;نظرات وبلاگ&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; COLOR: #330099; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;به من اطلاع دهند.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-outline-level: 4&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;نکته:&lt;/STRONG&gt; همه شرکت کنندگان &lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ايميل&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt; خود را در نظراتم بگذارند و در &lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ياهو مرا &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 11pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;add&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;کنند(حتما انجام دهيد) و آن‌هايي که به هر دليلي دسترسي به ياهو ندارند(مثلا جميل دارند) تنها ايميل&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; COLOR: #330099; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;خود را بگذارند تا تعداد افراد مشخص شود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right; mso-outline-level: 4&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;در ضمن اين زمان‌ها را روي برگه‌اي يادداشت کنيد که فراموشتان نشود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://tangna.ParsiBlog.com/Posts/99/%d8%b4%d8%a8%d9%8a+%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a+%d9%85%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%9b+%d8%b7%d8%b1%d8%ad+%d8%af%d8%b9%d8%a7+%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a+%d8%b8%d9%87%d9%88%d8%b1+%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85+%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86/" title="شبي براي مولا؛ طرح دعا براي ظهور امام زمان" type="text/html" />
<author><name>يك دوست</name></author>
</entry>

</feed>
